تورا من چشم در راهم

در آغاز راهی دشوار

  

 

شاید دو سال پیش بود که خوب یادم نیست چرا و چگونه به فکر داشتن یک وب‌سایت افتادم. تصمیم گرفتم خودم طراحی صفحات وب را یاد بگیرم و برای این کار بعد از جستجوهای فراوان آموزشگاهی را یافتم در طبقهٔ دهم مجتمع کامپیوتر پایتخت؛ ثبت نام کردم و شروع کردم. استاد آن دوره مهندس حمید یگانه بود  و آشنایی با او و استفاده از کلاس درسش را یکی از خوش اقبالی‌های خود می‌دانم. ظرف شش ماه 140 ساعت کلاس رفتم و شاید چهار برابر آن هم برای تمرین و یادگیری وقت گذاشتم. تا می‌توانستم کتاب و نرم افزار خریدم و خلاصه درگیر کار پر شوری شدم که در آغاز فکر می‌کردم مسیر زندگیم را تغییر خواهد داد.

   مهندس یگانه از همان آغاز تکیه کلامش این بود که به اندازه‌ای که یک پیر زن یک کیلو آهن را بجود زمان می‌برد تا شما طرّاح و برنامه نویس وب شوید! بعدها دریافتم که او اصلاً شوخی نمی‌کرد. به هر حال حاصل کار طراحی یک وبسایت و قرار دادن آن روی دامین دانشگاه‌الزّهرا(س) بود و همین هم مرا راضی می‌کرد. درست است که آن کلاس و کارهای جانبی آن از من برنامه نویس و طرّاح صفحات وب نساخت، ولی مرا به درون دنیایی تازه پرتاب کرد و آشنائیم با دنیای کامپیوتر عمیق و عمیق‌تر شد. به آموزش الکترونیک یا آموزش مجازی علاقه‌مند شدم و افق‌های جدیدی برایم گشوده شد.

   شیرین ترین و ارزشمندترین تجربه و نتیجهٔ آن دوران این بود که دریافتم هیچ چیز در زندگی من نمی‌تواند جای تاریخ و مطالعات تاریخی را بگیرد. درست زمانی که همه چیز داشت برایم آغاز می‌شد، دریافتم که آن کار مرا راضی نمی‌کند و طرّاحی دهها سایت به اندازهٔ نوشتن یک مقالهٔ تاریخی برایم شیرین و رضایت‌بخش نیست. یک بار برای همیشه دریافتم که سودا و یا حسرت رفتن به راهی درگر جز مطالعات تاریخی و ادبی، وهمی بیش نیست و اگر باز هم بخواهم راهی را دوباره و چند باره آغاز کنم و بپیمایم همین راهی خواهد بود که آمده‌ام، شهد مطالعهٔ تاریخ.

   حالا اطمینان دارم که آن کوشش‌ها عبث نبوده است و در مسیر کار علمی در حوزهٔ تاریخ می‌تواند دستگیرم شود. می‌دانم که می‌توانم در مسیر ارتقاء حرفه‌ای که بدان عشق می‌ورزم از آن دانش و توانایی بهره گیرم. با این حال می‌دانم که در مسیر دشواری گام بر می‌دارم. مسیری دشوار که باید با عشق و  شکیبایی پیموده شود و شاید دریچهٔ تازه‌ای باشد برای کار حرفه‌ای پویاتر .

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • fatemeh afshar:

    س. ل .ا. م خوش به حالتان که حداقل راهتان را در حوزه تاریخ یافته اید اما من و جوانهایی مثل من بی قرارند. ادبیات روانشناسی یا رشته های هنری مثل طراحی و نقاشی بالاخره کدامیک. من خودم عاشق همه رشته ها هستم ایا این سرگردانی نیست . همه رشته ها را امتحان می کنم تا ببینم در کدامیک ارامش مییابم. در ضمن تازگی ها به رشته تاریخ هم علا قه مند شده ام.

    ۱۳۸۶/۰٩/۱۳ ساعت ۱۰:۳۴

ارسال ديدگاه

//:http