تورا من چشم در راهم

همایش نقش تاریخ در تربیت انسان

 

   چند وقت پیش دوستان اداره ی کل آموزش و پرورش شهر تهران سرکار خانم صالحی نیا و سرکار خانم حشمتی در باره‌ی همایشی با عنوان نقش تاریخ در تربیت انسان با من صحبت کردند و خواستند که در آن سمینار شرکت کنم. من هم مقدماتی را برای سخنرانی فراهم کردم و سمینار امروز در محل اداره‌ی کل آموزش و پرورش شهر تهران برگزار شد. نشست خوبی بود. استقبال دبیران نسبتا‍‍‍‍‍‍‍ خوب بود و سخنرانی هم به‌خوبی برگزار شد. سرفصل‌های بحثم را در ۳۵ اسلاید در نرم افزار پاورپوینت تهیه کرده بودم و نمایش اسلایدها به بهتر شدن کار کمک مهمی کرد. راستش هفته‌ی قبل که در دانشکده برای دانشجویان کارشناسی ارشد رشته‌های مختلف کارگاه آموزشی روش پروپزال نویسی گذاشته بودم اتفاقی افتاد که برایم تجربه‌ی مهمی‌ بود. برای آن جلسه هم تعدادی اسلاید تهیه کرده بودم و صحبتم را با نمایش اسلایدها همراه کردم. بعد از ۱۵ دقیقه برق رفت و من مجبور شدم ۱۰ دقیقه‌ای را بدون نمایش اسلاید صحبت کنم. در مقایسه برایم یقین حاصل شد که استفاده از  نرمافزار پاورپوینت و نمایش اسلاید برای بهبود کیفیت آموزش بسیار مفید است. البته به‌سبب نبودن سیم اتصال دیتا پرژکتور به کامپیوتر نیم ساعتی کار با تأخیر آغاز شد. خلاصه‌ی صحبت‌هایم را به‌صورت گزارشی می‌نویسم تا کسانی که دوست داشتند به آن همایش بیایند و نتوانستند، خیالشان راحت شود که چیز زیادی را از دست نداده‌اند!

    در یک رویکرد سنتی،  در قرآن، منابع روایی، منابع تاریخی و منابع ادبی تأمل در تاریخ مورد تأکید قرار گرفته است. در این رویکرد، سنت‌های تاریخی مورد توجه قرار گرفته و بر جنبه‌ی عبرت آموزی قرآن تأکید شده است. در منابع تاریخی، می‌توان گونه‌ای تاریخ اندیشی دید که وزن و میزان اهمیت آن در منابع مختلف یکسان نیست. ابوالفضل بیهقی، علی بن زید بیهقی، فضل‌الله روزبهان خنجی و حافظ ابرو هر یک به فراخور حال خود به تاریخ و تأمل نطری در موضوع اهمیت و فایده‌ی تاریخ پرداخته‌اند، هر چند تأملات نظری در میان مورخان ایران بسیار اندک است و همان توجه اندک نیز بر سنت قرآنی و روایی تکیه دارد.

    رویکرد، علمی به تاریخ نیز با آموزه‌های سنتی، به‌ویژه اهمیت قوانین و سنت‌های تاریخی و عبرت آموز بودن آن همداستان است و با آن تعارضی ندارد، هرچند بر جنبه‌هایی از آن رویکرد نگاه انتقادی دارد و از اصطلاح شناسی ویژه‌ی خود استفاده می‌کند. در این رویکرد، انسان امروز از چند جهت به تاریخ نیاز دارد:۱) انسان شناسی تاریخی؛ ۲) شناخت هویت ملی و ۳) قدرت شناخت و آینده نگری.

    انسان شناسی تاریخی، چندین ویژگی دارد: زمانمند است، واقعگرایانه است، تعادل آفرین است، به دنبال شناخت الگوهای تاریخی یا قهرمانان است، فرا زمانی و فرامکانی است و در نهایت انتقادی است. انسان تاریخ، با انسان دیگر علوم متفاوت است. تاریخ سرگذشت انسان از قوه به فعل درآمده است؛ انسان متعین. این انسان در طول زمان شناخته می‌شود. در شناخت خود واقعگراست و ضعف‌ها و قوت‌ها را می‌بیند. انسان تاریخی هرگز اسیر تقدس‌های ساختگی نخواهد شد. افراط‌ها و تفریطها؛ ستایش‌های مطلق و نکوهش‌های مطلق در بستر زمان رنگ می‌بازد و انسان تاریخی به تعادل می‌رسد. انسان تاریخی انسان متعصب و جزم اندیش نیست. تاریخ مدارا و تساهل و تعادل می‌آموزد و عالمان تاریخ باید از دل این آموزه‌ها به معرفت تاریخی دست یابند.

   انسان امروز برای شناخت و حفظ هویت خود به تاریخ نیازمند است؛ هویت سیاسی، هویت فرهنگی و هویت ملی. سرچشمه‌ی شناخت این هویت تاریخ است. پیشینه‌ی تاریخی، زبان و فرهنگ مؤلفه‌های تاریخند و باید به‌درستی شناخته و محافظت شوند. ملت بی‌تاریخ، ملت بی‌هویت است. با تکیه‌بر تاریخ، هر ملت سهم خود را در پیشبرد تاریخ جهان، در پیشرفت فرهنگ جهانی، در تولید علم و در تولید نخبگان، مفاخر و قهرمانان در همه‌ی عرصه‌ها مشخص می‌‌کند. اگر امروزه کشورهای تازه‌زادی که بیش از چند دهه از عمرشان نمی‌گذرد به دنبال هویت سازی برای خود و مصادره کردن مفاخر فرهنگی ملل دیگرند به همین پروژه‌ی هویت سازی توجه دارند. در حالی که ملت ما که از پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگی بسیار زیادی برخوردار است، ارزش مفاخر خود را نمی‌دانند و بر آن سد و پل و مترو می‌سازد و به‌راحتی از آن چشم می‌پوشد. مفاخرمان را دیگران مصادره می‌کنند و ما تنها نظاره‌گر این جریانیم چون تاریخ و کارکردهای آن را به‌درستی نمی‌شناسیم.

   معلمان باید به‌دانش آموزان معرفت تاریخی بیاموزند. تعلیم رویدادها و سلسله‌ها تمام کار تاریخ نیست، بلکه تنها در حکم ابزاری است برای نیل به معرفت تاریخی و انسان شناسی تاریخی. تاریخ را در کتاب‌های درسی حکومتگران و سیاستمداران می‌نویسند، ولی خود آن را درس نمی‌دهند. آموزش تاریخ برعهده‌ی معلمان و مورخان است و آنان باید بکوشند با انتقال معرفت تاریخی به نسل بعد، آنان را نسبت به هویت خود آگاه کنند و انسان را در بستر تاریخ و نسان شناسی تاریخی را به نسل آینده بیاموزند.   

   

  

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • م.بخشنده:

    با سلام چیست تاریخ ای زخود بیگانه ای داستانی؟قصه ای؟افسانه ای؟ این ترا از خویشتن آگه کند آشنای کار و مرد ره کند.... "علامه اقبال لاهوری" در تائید فرمایش درد مندانه شما مبنی بر تلاش معلمان و مورخان نسبت به تعلیم و انتقال معرفت تاریخی و هویت تاریخی به نسلی که بر آنها معلمی میکنند رسالتی بر دوش اهل تاریخ است که اگر چنین نکنند رسالت انسانی تاریخی خویش را به انجام نرسانده اند.

    ۱۳۸۶/۰٩/۰۱ ساعت ۲۰:۲۱

ارسال ديدگاه

//:http