تورا من چشم در راهم

مطالعات تاریخی و چارچوب نظری پژوهش

 

  نقش و جایگاه چارچوب نظری پژوهش، در تحقیقات تاریخی در زمرهٔ مسائلی است که اخیراً در میان استادان و دانشجویان این رشتهٔ علمی رواجی چشمگیر یافته است. این موضوع از سویی با نظریه پردازی و ضرورت ارائهٔ الگوهای نظری جدید در بررسی مسائل تاریخی ارتباط می‌یابد و از سوی دیگر با ارتباط تاریخ با رشته‌های دیگر علمی مربوط می‌شود. به همان اندازه که تأکید بر درستی این دیدگاه و لزوم استفاده از آن در مطالعات تاریخی ضرورت دارد، توجّه به تبیین، بررسی و نقد این رویکرد نیز واجد اهمیت است. در این نوشتار کوتاه می‌کوشم دریچه‌ای نسبت به بررسی و نقد موضوع یاد شده باز کنم.

   نخستین گام در این راه، بدست دادن تعریفی جامع و مانع از موضوع چارچوب تئوریک پژوهش است. شک ندارم که جستجو برای یافتن مآخذی در این باره، دست کم در زبان فارسی راه به‌جایی نخواهد برد و نتیجه‌ای رضایت بخش دربر نخواهد داشت. پس می‌کوشم با تکیه بر شنیده‌ها و تأملات خود در این زمینه، نکاتی را مطرح کنم: چارچوب نظری پژوهش یعنی استفاده از یک نطریه در پژوهش تاریخی و تلاش برای بررسی، سنجش و محک زدن آن نظریه در یک دوره یا در مورد یک موضوع تاریخی است. در این رویکرد، پژوهشگر تاریخ باید متناسب با موضوع کار خود نظریه‌ای را انتخاب کند، یا مسألهٔ پژوهش خود از دل یک نظریه بیرون آید و  با استخراج شاخص‌هایی از نظریه، پژوهش بر محور آن نظریه صورت پذیرد. درفرجام پژوهش ممکن است تأیید کنندهٔ آن نظریه یا نفی کنندهٔ آن باشد و یا آنکه با نقدهایی بر نظریه آن را به‌صورت مشروط بپذیرد. این نظریه می‌تواند توسط خود مورّخ طرّاحی و تبیین شود و می‌تواند از یکی از علوم دیگر مانند، جامعه شناسی، علوم سیاسی، روانشناسی و نظایر آن اختیار شود. بدیهی است که در غالب موارد پژوهشگر تاریخ ترجیح می‌دهد نظریه‌ای را از رشته‌ای دیگر وام گیرد و بر بنیاد آن، پژوهش تاریخی خود را سامان بخشد.  به عنوان مثال، مورخی که درصدد است موضوع علل و زمینه‌های سقوط یک حکومت در یکی از ادوار تاریخ را بررسی کند، می تواند یکی از نظریاتی را که در علم سیاست دربارهٔ بحران و بی ثباتی سیاسی  مطرح است انتخاب کند. قطعاً آن نظریه شاخص‌هایی را برای بحران سیاسی تعریف کرده‌است و بر پژوهشگر تاریخ است که با استخراج آن شاخص ها از نظریه، با چراغی که این شاخص‌ها در اختیار او قرار می‌دهد به‌سراغ موضوع برود و به جستجو و باز شناسی آن شاخص‌ها در دوران  مورد نظر خود اهتمام ورزد. اکنون پس از این تعریف مختصر به سراغ بررسی امتیازات، مشکلات و نقدهای این دیدگاه می‌رویم:

   1)در این که تاریخ باید از دیگر علوم  استفاده کند تردیدی وجود ندارد مطالعات بینارشته‌ای(Interdisciplinary) ضرورتی انکار ناپذیر در جهان دانش جدید است و علوم جزایر بی‌ارتباط با یکدیگر نیستند. به‌همین دلیل استفاده از نظریه های گرفته شده از دیگر علوم در پژوهش تاریخی بسیار با اهمیت و راهگشا است. از آنجا که ویژگی بنیادی معرفت تاریخی جزئی نگری است، بهره‌گیری از نظریه‌ها و الگوهای نظری می‌تواند موّرخ را با زمینه‌ای کلان‌تر و فراخ تر از رخدادهای جزئی تاریخ روبرو کند و  توجّه او را به فرایندها و جریان‌های تاریخی  معطوف سازد. ازاین رو دیدگاه اصلی نویسندهٔ این سطور نفی موضوع استفاده از چارچوب نظری در پژوهش تاریخی و یا انکار لزوم داد و ستد تاریخ با علوم دیگر نیست. درعین حال، ملاحظاتی نیز پذیرش این رویکرد مطرح است که بی‌توجهی به‌این ملاحظات ممکن است به سرگردانی وگمراهی پژوهشگر تاریخ بیانجامد.

   2) در داد و ستد میان رشته‌ها همواره باید جایگاه رشتهٔ مبدأ و مقصد حفظ شود. به‌تعبیر دیگر مورّخ باید در حوزهٔ معرفت تاریخی بایستد و از آن جایگاه از علوم یاریگر سود جوید. این مسأله هم به لحاظ موضوعی اهمیّت دارد و هم از نظر معرفتی. موضوع پژوهش در هر رشتهٔ علمی دارای ویژگی‌هایی است که باید رعایت شود. البته‌ این ویژگی‌ها قراردادی و اعتباری است و صرفاً برای تفکیک دامنه و مرزهای علوم از یکدیگر پدید آمده است، ولی رعایت آن یکی از شرایط پایبندی به اصول علم جدید است. از نظر معرفتی نیز، هر معرفتی دارای ویژگی‌های ذاتی خویش است که نباید از آن تهی شود. معرفت تاریخی با تمام ویژگی‌های منحصر به‌فردش باید در پژوهش تاریخی پاس داشته شود. در این صورت است که استفاده از علوم یاریگر به غنای علم تاریخ منجر خواهد شد.

   3) زمانی علوم طبیعی و ریاضی خود را میدان‌دار  بودند و علم بودن دیگر معرفت‌های بشری از جمله علوم انسانی را در گرو تبعیت این معارف از روش‌های خود می‌دانستند. زمان زیادی سپری شد تا دیدگاه‌های پوزیتیویستی دکارت و پیروان او مورد نقد علمی قرار گیرد و جای خود را به رویکردهای واقعگرایانه‌تر بدهد. اکنون نیز ظاهراً علومی چون جامعه شناسی همان داعیه را دارند و شأن علمی دیگر رشته‌های علمی را در گرو پیروی آن علوم از جمله علم تاریخ از روش‌های خود می‌دانند. تفاوت در این است که در مورد اخیر این مورخانند که خود در اثبات حقانیت چنین داعیه‌ای پیشگام و پیشتاز شده‌اند. این مسأله چنان در ذهن برخی از دانشجویان این رشته سیطره یافته که گویی افسون شده، همانگونه که پیشتر عبارات تجربه و روش تجربی ستایش و تکرار می‌شد، امروز عبارت نظریه و چارچوب نظری را ستایش و تکرار می‌کنند. در برگهٔ امتحان جامع دانشجویان یکی از دانشجویان دکترای رشتهٔ‌تاریخ در یکی از دانشگاه‌های کشور، پاسخ به پرسشی اینگونه آغاز شده بود: «در عرصهٔ تاریخنگاری، تاریخ موّلد علم و در نتیجه موّلد نظریه و روش نیست و حتّی به‌لحاظ بینش و نگرش نیز محتاج سایر علوم است». این نگرشی است که باید بشّدت از سوی ومورّخان مورد نقد و نفی قرار گیرد و از آن پرهیز شود.

   4) به‌رغم ظاهر امروزین آن، موضوع استفاده از چارچوب نظری در پژوهش تاریخی چندان نیز نو و بی‌سابقه نیست. تاریخ پژوهان مارکسیست در بررسی تاریخ ایران دقیقاً به همین کار اهتمام داشتند. اساسی‌ترین مشکل آن تاریخ‌پژوهان تقدّس یافتن نظریه در تفکر آنان بود. نظریه و استفاده از چارچوب نظری تاریخ تنها یک ابزار است و پژوهشگر باید به مقتضای ظرفیت‌های موضوع خود از آن بهره گیرد. همانند نجارّی که به مقتضای موضوع کار خود از برخی ابزارهای موجود در تابلوی ابزار خود استفاده می‌کند و از برخی دیگر  بهره نمی‌گیرد. ابزار نباید فی‌نفسه اصالت پیدا کند و استفاده از آن نباید تقدّس یابد. نظریه باید با واقعیت‌های پژوهش تاریخی همخوانی داشته باشد و نباید به یک دوره یا یک موضوع تاریخی تحمیل شود.

    5)  نظریه می‌تواند دستاورد اندیشه و نوآوری  خود پژوهشگر یا دیگر تاریخ پژوهان باشد. به‌رغم این، از آنجا که نظریه پردازی مرتبتی بسیار متفاوت با پژوهش  است، پژوهشگران معمولاً به خود جسارت نظریه پردازی نمی‌دهند و از نظریات دیگران به عنوان چارچوب نظری استفاده می‌کنند. از استاد دانشمندم دکتر عبدالکریم سروش نقل می‌کنم که می‌گفت تاریخ در میان معارف بشری معرفتی مصرف کننده است و نه تولید کننده؛ به عبارت دیگر،‌ مورّخان در تولید نظریه عقیمند و باید از نظریات تولید شده در دیگر علوم استفاده کنند. امروزه این گفته البته به‌نظرم جفا به معرفت تاریخی است و تولید نظریه یا ناتوانی در تولید آن، چنانکه یائسگی و زایایی شأن انسان‌هاست و نه معرفت‌ها! از این رو نمی‌توانم تاریخ را ناتوان از نظریه پردازی بدانم و تکلیف مطالعات تاریخی و معرفت تاریخی را با این حکم یکسره کنم.

   6) مورّخ در استفاده از یک نظریه باید به هماهنگی آن نظریه با شرایط تاریخی دوران مورد بررسی خود توجه داشته باشد. نظریه‌ای که برای یک دورهٔ تاریخی و یک جامعهٔ خاص تولید می‌شود، باید با احتیاط برای جوامع  و ادوار دیگر تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. به تعبیر دیگر بومی‌سازی نظریه بسیار اهمیت دارد و این کار نه باید به جعل و تحریف نظریه و یا دوران تاریخی منجر شود.

  7) شاید بتوان گفت که استفاده از چار چوب نظری در پژوهش تاریخی ممکن است پژوهشگر تاریخ را از نظریه پردازی دور کند و  از این طریق به علم تاریخ زیان رساند. موّرخانی که بیاموزند که مکرّر به واگویی و بازخوانی نظریات دیگران بپردازند، خود مجال نظریه پردازی نخواهند یافت.

   در فرجام باید گفت که باید روش‌های استفاده از چارچوب نظری در پژوهش تاریخی با تأملات نظری توضیح داده شود و این مبحث در مطالعات نظری تاریخ گسترش یابد. باورمندان به این دیدگاه و منتقدان آن باید در قالب مقالات تاریخی نظری به بازکاوی این مباحث همت گمارند و موضوع را از کلاس‌های درس  خود فراتر برند. در بوتهٔ این نقد و نظرهاست که ابعاد و جوانب موضوع روشن خواهد شد و پژوهشگران تاریخ نیز افق مشخص‌تری را دربرابر خود خواهند دید.

  

 

 

 

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • سید مرتضی حسینی:

    با نظریات شما در خصوص چارچوب نظری در تحقیقات تاریخی موافقم.

    ۱۳۸۷/۰۸/۱۷ ساعت ۲۲:۴۷
  • دانشجویان گروه تاریخ:

    درد دل کتابخانه تخصصی گروه تاریخ دانشگاه الزهرا کتابخانه تخصصی گروه تاریخ با مساحتی در حدود 100 متر مربع و بالغ بر 6000 جلد کتاب تخصصی در حوزه تاریخ چندین سال است که به دانشجویان گروه تاریخ و حتی دانشجویان رشته های دیگر خدمات ارائه می کند. این کتابخانه که به همت اساتید و همکاری دانشجویان از حدود سال 1375 کار خود را آغاز کرده از همان ابتدا توسط دانشجویان اداره می شد. این کتابخانه در طول سالهای اخیر توسعه یافته به طوری که بسیاری از منابع مرتبط با رشته تاریخ در این کتابخانه جمع آوری شده است. اما با وجود اینکه این کتابخانه مهمترین محل دسترسی دانشجویان تاریخ بخصوص دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری به منابع می باشد، حضور یک کتابدار ضروری است اما با وجود حضور یک کتابدار به علل مختلف امکان عقد قرارداد و مهیا شدن شرایط برای تداوم حضور ایشان فراهم نیست. ثانیا اینکه کتابخانه مجهز به سیستم گرمایی نیست و این در حالی است که بعد از انتقال کتابخانه به محل جدید این مکان فاقد سیستم گرمایی بوده و دانشجویان زمستان گذشته را در در سرمای سخت و با استفاده از پتو خود را گرم می کردند. ثالثا در تابستان نیز بعد از پی گیری مکرر یک دستگاه کولر قدیمی و از کار افتاده نصب شد که چندان مناسب نبود و فقط به تهویه هوا کمک می کرد. رابعا کتابخانه فاقد نرم افزار کتابخانه ای است و برگه دان هم ناقص می باشد که نوشتن کارت فهرست نویسی 2000 کتاب در برگه دان به صورت دستی با اتلاف نیرو و زمان زیادی روبرو است از این رو شرایط اقتضا می کند که چنین کتابخانه غنی و پر طرفدار دانشگاهی به سیستم کامپیوتری مجهز شود این درصورتی است که حتی کتابخانه خوابگاهی عمومی دانشگاه الزهرا مجهز به سیستم کامپیوتری است. البته این کتابخانه برای تهیه اقلام ضروری دیگر نیز با مشکل روبرو بوده و تنها بعد از پی گیری های فراوان آن هم در اکثر مواقع لوازم دست دوم واز رده خارج را به کتابخانه تاریخ تحویل می دهند. ما دانشجویان گروه تاریخ با توجه به نیاز فراوان به کتابهای این کتابخانه خواستار توجه بیش از پیش مسئولان به این کتابخانه محروم ازنظر امکانات و در عین حال غنی از نظر منابع هستیم. دانشجویان گروه تاریخ

    ۱۳۸۷/۰۷/۲۵ ساعت ۱۵:۱۰
  • محمدرضا:

    تاریخچه فضائل نویسی در تاریخ اسلام اگر علاقع مند هستید به وبلاگ جدید من (مطالعات تاریخی) سر بزنید.

    ۱۳۸۶/۰٩/۲۱ ساعت ۱۷:۲۱
  • 'کشاورز قاسمی:

    عالی بود این نوشته شمابرایم بسیار سودمند بود

    ۱۳۸۶/۰۶/۱۸ ساعت ۲۳:۰۳

ارسال ديدگاه

//:http