تورا من چشم در راهم

چرا پژوهشگر تاریخ قرون میانه شدم؟

همین جوری٬ وقتی شروع کردم به خواندن تاریخ٬ رفتم سراغ صفویه. شروع کردم به جمع کردن منابع دوران صفویه و خواندن بیشتر و بیشتر درباره این دوره از تاریخ ایران. بعد که دانشجوی کارشناسی ارشد شدم در دانشگاه مشهد٬ شاید به این دلیل که استادی که مدعی تدریس این دوره از تاریخ ایران باشد در گروه تاریخ دانشگاه مشهد نبود و شاید ته دل به این هوا که شاید روزی توانستم در مشهد صفویه درس بدهم این دوره را جدی تر گرفتم و درست بعد از تمام شدن درسم هم شروع کردم به تدریس این دوره در همان گروه و دانشگاه! بعد هم به سبب کشاکش های گوناگون در گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس برای انتخاب تز دوران دکترا٬ سرانجام رانده شدم به دوران تیموری. بعد هم در دانشگاه الزهراء٬ مغول درس دادم و خوارزمشاهی و غوری و البته صفویه. 

در دو سه سال اخیر٬ یکی از پرسش های بنیادین من از خودم این بوده است که چرا به تاریخ قرون میانه روی آوردم؟ هر که نداند٬ خودم خوب می دانم و می توانم که دست کم در ابتدای راه٬ محافظه کاری و تلاش برای برچیدن دامن از گرفتاری های تاریخ معاصر و مخاطرات سیاسی آن صفتی است که  برای توصیف روحیات من مناسب نیست! شاید این که گرایش عمومی دانشجویان تاریخ هم نسل ما مطالعه در تاریخ قاجار و معاصر بود و شاید هم تلاش برای رفتن به سراغ دورانی که مدعی کمتر و بازار کار بیشتری داشته باشد از اسبابی بود که تاریخ قرون میانه را دنبال کردم و البته در این باره پربیراه فکر نمی کردم.

زمان که گذشت٬ نه بر من که شاید بر تمامی آنها که پیمودن مسیری میانه را برگزیده بودند و «میانه پژوه» شده بودند آشکار شد که یکی از فواید پژوهش و تدریس این دوره ها٬ بی خطری و برخورداری از حاشیه امن و سلامت بود. صد البته نعمت بزرگی بود که می شد درباره چنگیز خان یا هولاگو خان مغول ساعت ها و روزها٬ بلکه ماه ها و سال ها منبر رفت و داد سخن داد٬ بی آنکه کسی را بد یا خوش آید!

پاسخی که این سال ها به این پرسش داده ام به طور قاطع این است که پژوهش در تاریخ میانه ایران و یا هر جای دیگر دنیا٬ راهی می تواند باشد برای گریز از ورطه سیاست روز دوری گزیدن از امواج این دریای پر تلاطم. خواسته و ناخواسته٬ مدرس یا پژوهشگر قرون میانه خود را به دالانی می راند که گذرگاه ارباب قدرت نیست. می تواند در کلاس و در پژوهش یکه تازی کند و هر چه می خواهد بگوید و بنویسد و از این که این سخنان خوشایند یا ناخوشایند کسی و جریانی و گروهی باشد یا نباشد دغدغه ای به دل راه ندهد.

صد البته استادانی هم بودند که از رهگذر تدریس و سخنرانی درباره همان دوران صفویه حکو اعدام گرفتند و تا حوالی چوبه دار هم رفتند و به سلامت بازگشتند. ولی عموما مغول پژوهان و صفوی پژوهان معظم٬ کاری به کار کسی نداشتند و بر ساحل سلامت بودند.

شاید بشود موضوع را از این زاویه هم دید که آدم اساسا یا سیاسی هست یا نیست. اگر سرش درد کند برای سیاست٬ همانند آن دوست عزیز و نازنینم که بسیار دلتنگ دیدارش هستم٬ منظور جان جان٬ اگر هم آل اینجو پژوهی کند٬ باز به حاشیه نمی غلتد و همواره دغدغه اش این است که مورخ برای روزگار خود چه می تواند بکند و چرا بی حرکت و بی اثر و بی خبر است؟ یکی هم مثل اسماعیل خان مرندی خودمان مغازه دو نبش می زند که یک دهنه اش محمود غزنوی است و دهنه دیگرش محمد رضا پهلوی! یکی هم یک آدم خطر گریز مثل من است که می رود به سراغ مغولان و اوج هنرش این است که در شعرش بگوید که به عنوان یک شاعر٬ مرتب که چیزی بگوید که مغولان برنجند.

حق همین است: در جهانی که هر گوشه اش را که نگاه می کنی جنگ است و تأثیر سیاست و سیاست سازان و سیاست بازان٬ پرداختن به تاریخ قرون میانه آدم را می فرستد ته دالان بی سرو صدایی که بی خبری و بی خطری را با هم دارد. مثل حافظ جان عزیز هم مجبور نمی شود بنویسد: به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست/ زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس! شاید این حکم هم داوری منصفانه ای نباشد که خزیدن مورخان در دالان سده های سپری شده و دور از حساسیت های روز٬ از سویی آنان را به حاشیه ای امن می راند و از سوی دیگر در بی خبری خوفناکی از کشاکش های جهان معاصر و دغدغه های انسان معاصر فرو می برد. آخرین جمله را هم با نهایت محافظه کاری یک تاریخ میانه پژوه بنویسم که این داوری منصفانه یا بی رحمانه٬ درست یا غلط درباره خود خود من است و نه هیچ میانه پژوه دیگر!

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • پندپیشینیان:

    با توجه به بضاعت بالای علمی و شیوه تدریس تون در هر عرصه ای باشید موفق هستید.مهم این است که شما حضور داشته باشید

    ۱۳٩۴/۰۷/۱۶ ساعت ۰٩:۴۵
  • سادات نژاد:

    کار خیلی درستی کردید استاد. اقلش اینه که هر روز مجبور نیستید یه آبدارچی ببینید که ممکنه صدراعظم بشه یا یه منشی که میره که وزیر باشه! مگه چند تا چنگیز ممکنه هر روز سر راه آدم سبز بشه، ولی اینجا تا دلتون بخواد پر از امین السلطان های آینده و آبدارچی های گذشته ست!

    ۱۳٩۴/۰۳/۲۷ ساعت ۰۶:۲۷
  • نزهت احمدي:

    چه كار خوبي كرده ايد كه دوباره نرشتن وبسايت را شروع كرده ايد.

    ۱۳٩۴/۰۳/۲۳ ساعت ۰۵:۵۷

ارسال ديدگاه

//:http