تورا من چشم در راهم

کتابخانه وایدنر

   تالار ماساچوست قدیمی‌ترین ساختمان دانشگاه هاروارد است که در سال 1720 بنیاد نهاده شده است. مجسمه‌ي جان هاروارد که در سال 1815 به‌وسیله‌ی  چارلز بولفینچ ساخته شده است در جلوی این ساختمان قرار دارد. درست پشت این ساختمان، محوطه‌ای‌ست که در سمت راست آن ساختمان کتابخانه‌ی وایدنر  قرار گرفته است. این کتابخانه در حکم کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه است و البته تعداد زیادی کتابخانه در دانشکده‌ها و مراکز دیگر وجود دارد. (184 کتابخانه) کتابخانه قدیمی‌ترین کتابخانه‌ی آمریکا به شمار می‌رود، ولی مسلما بزرگ‌ترین کتابخانه‌ی آمریکا نیست. درباره‌ی شمار کتاب‌های آن نوشته‌اند که بیش از 15 میلیون کتاب، مجله، میکروفیلم و مواد کتابخانه‌ای دیگر در آن وجود دارد، ولی در سایت کتابخانه فقط به رقم میلیون‌ها کفایت شده است. این موار به بیش از 100 زبان دنیاست و کامل‌ترین مجموعه‌ی جهان برای تحقیق در علوم انسانی و علوم اجتماعی‌ست این کتابخانه، یک ساختمان سه طبقه است با یک زیر زمین. اما در آن ده طبقه مخزن کتاب جاسازی شده است.دور تا دور این ساختمان  قفسه‌ی کتاب‌ها در ده طبقه چیده شده است. شش مخزن در  طبقه‌ي اول تا سوم و چهار مخزن هم در زیر زمین. در ساختمانی در سمت شرقی کتابخانه سه مخزن دیگر هم قرار داده شده است که احتمالا باید در نتیجه ی گسترش یافتن کتابخانه باشد. این سه مخزن از طریق یک راهرو به کتابخانه وصل شده است. مخزن ها دو بخش شرقی و غربی دارد. همه‌ی این مخزن ها یک خروجی دارد و آن میز گردی ست که در طبقه ی اول قرار دارد. این میز گرد برای ثبت و خارج کردن کتاب از کتابخانه است. همین‌جا اگر سؤالی داشته باشی و کمکی بخواهی می‌توانی به کارمندان آن بگویی. یک روز که درباره‌ی کامپیوتر‌های کتابخانه از آن‌ها سؤال کردم متوجه شدم که می‌توانم یک کامپیوتر شخصی کوچک یا نت بوک را امانت بگیرم و در محیط کتابخانه استفاده کنم. سه ساعت به سه ساعت هم قابل تمدید است.

سالن‌های دیگر کتابخانه به این ترتیب است:

Loker Reading Room

Atkin Reference Room

Newspaper Microfilm Reading Room

Periodical Reading room

Philips Reading Room

Stacks Reading Room

   از بخش شرقی که عبور می‌کنی، در سمت راست پنجره هایی ست که از آن می‌شود یکی از سالن‌های مطالعه را دید. سالنی که فیلیپ نام دارد و در آن دو اتاقک وجود دارد و در آن اتاقک‌ها دستگاه‌های پرینتر و اسکنر قرار داده شده است. استفاده از دستگاه اسکنر رایگان است، ولی برای پرینت یا کپی باید کارت شناسایی را شارژ کرد و برای هر صفحه پرینت یا کپی چند سنتی از موجودی کارت کم می شود.(بعد این قسمت را اصلاح می‌کنم و می‌نویسم که دقیقا چند سنت!). سالن دیگری هم هست که وقتی از راهروی غربی مخزن ها عبور کنی آن را می بینی و آن هم سالن بزرگی برای مطالعه است.

  من از همان نخستین روزها به کتابخانه آمدم. درخواست دادم که میزی برای مطالعه و کار به من بدهند. بعد از ده روز در مخزن پنجم در بخش غربی میزی به من دادند. این میز که من آن را با سه نفر دیگر شریکم، یک قفسه‌ي کتاب هم دارد و یک کمد کوچک. در کنار هر میز  پریز برق قرار دارد برای کامپیوتر شخصی و البته در تمام دانشگاه هم می‌توان از اینترنت بی‌سیم استفاده کرد. اول از این که مرا در چنین جایی انداخته‌اند ناراحت بودم، ولی بعد فهمیدم که کتاب‌های مربوط به ایران و خاورمیانه و همچنین کتاب‌ها و مجلات فارسی در طبقات پنجم و ششم قرار دارد.

   سیستم جستجو و پیدا کردن کتاب در کتابخانه بسیار پیچیده و گیج کننده است، تا جایی که گاهی خود کتابداران و کارمندان کتابخانه را هم سردرگم می‌کند. برای یافتن یک کتاب باید بین طبقات و مخزن‌های مختلف سرگردان بود و آدم‌های زیادی در بین قفسه‌ها و در راهروها در حال جستجوی کتاب هستند. با نظام مخزن بسته کاملا متفاوت است. مجبور نیستی نیم ساعت منتظر شوی و دست اخر بیایند و بگویند نیست! امانت است؛ گمشده و یا حرف‌هایی از این دست. دست کم خود فرد جستجو می‌کند و اگر نبود که خوب دیگر خیالش را حت می‌شود که نیست.البته اگر کتاب امانت باشد در همان هنگام جستجوی کتاب از طریق سیستم  (HOLIIS)یا سیستم اطلاعات برخط کتابخانه‌ی هاروارد، اطلاع داده می‌شود. در آن صورت می‌توان کتاب را درخواست کرد و به محض اینکه کتاب به کتابخانه بازگردانده شود، از طریق نامه یا ایمیل درخواست کننده را مطلع می‌کنند.همان روزهای اول کتابی را می‌خواستم که به امانت داده شده بود و آن را سفارش دادم. چند روزی نگذشته بود که از طریق سیستم پستی دانشگاه برایم نامه‌ای آمد و در آن اطلاه داده شده بود که کتاب به کتابخانه بازگردانده شده است.

   زمانی در کتابخانه‌ی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد کار می‌کردم. شاید سال 1362 بود که چند ساعتی در هفته را به عنوان کار دانشجویی به کتابخانه می‌رفتم و در آنجا برای یافتن کتاب‌ها و امانت دادنشان به کتابداران دانشکده کمک می‌کردم. اوایل اصلا بلد نبودم که بر اساس شماره راهنما کتابی را بیابم. بارها می‌شد که به دنبال کتابی می‌گشتم و نمی‌توانستم آن را پیدا کنم. بر می‌گشتم و به مراجعه کننده می‌گفتم کتاب نیست! یک بار یکی از این مراجعان سمج که تصادفا هم رشته‌ی من هم بود و نامش عرب تیموری بود، به جواب من قانع نشد و برگه را به دست یکی از کتابداران داد و گفت بد نیست این کارمندتان را امتحان کنید و ببینید کتاب واقعا نیست و یا او نتوانسته است آن را پیدا کند. دلم آمد توی دهنم تا آن کتابدار رفت و برگشت و به عرب تیموری گفت که کتاب در قفسه نیست و احتمالا به امانت برده شده است. عرب تیموری هم که مطمئن شده بود کتاب درخواستیش نیست رفت و من نفس راحتی کشیدم. بعد آن کتابدار مرا صدا کرد و به میان قفسه‌ها برد و کتاب را نشانم داد! او برایم توضیح داد که نخواسته همکارش را پیش مراجعه کننده خراب کند، ولی من هم بهتر است بر اساس شماره راهنما به دنبال کتاب بگردم تا بتوانم آن را پیدا کنم. محبت آن روز آن کتابدار کلی به دلم چسبید و چون آن کار را خیلی دوست داشتم سعی کردم برای پیدا کردن کتاب‌ها از شماره راهنما استفاده کنم.

    کتابخانه‌ی هاروارد به یکی از پیشرفته‌ترین و کامل‌ترین فن‌آوری‌های ارتباطی و اطلاعی مجهز است.اگر کتابی در کتابخانه نباشد می‌توان آن را از سایت WorldCat.orgجستجو کرد. این سایت به شما می‌گوید چند نسخه از یک کتاب در کدام کتابخانه‌‌ی آمریکا وجود دارد. می‌توان کتاب را سفارش داد و بعد از مدت کوتاهی از‌ آن کتابخانه به امانت گرفته می‌شود. البته این سیستم در همه‌ی کتابخانه‌های دانشگاه‌های آمریکا وجود دارد و بنا بر این همه‌ی کتابخانه‌ها با هم داد و ستد دارند. همچنین می‌توان درخواست کرد که کتاب اسکن شده و به آدرس ایمیلی که درخواست کننده می‌دهد فرستاده شود. محدودیت آن هم این است که می‌توان در هر روز یک فصل یک کتاب و یک مقاله را برای اسکن شدن سفارش داد. 

   کارت شناسایی هوشمند هاروارد یکی از کارگشاترین ابزارهای کار با بخش‌های مختلف دانشگاه به‌خصوص کتابخانه‌ است. برای ورود به کتابخانه و مخزن‌ها باید از کارت شناسایی استفاده کرد. هنگام خروج از کتابخانه هم یک نفر هست که کیف‌ها را بازرسی می‌کند و همه باید همه جای کیف خود را نشان بدهند که مبادا خدای نکرده کتابی ثبت نشده در آن جای گرفته باشد. استاد و دانشحو هم فرقی نمی‌کند و این از لوازم سیستم کتابخانة‌ای قفسه باز است. کسی هم حق ندارد چنین تصور کند و تصور نمی‌کند که به او توهین شده است. البته این بازرسی روزهای اول خیلی کامل‌تر بود و بتدریج سبک‌تر شد. با این کارت به‌عنوان عضو هیأت علمی می‌توان حداکثر 60 کتاب امانت گرفت و سه چهارماهی در اختیار داشت.

آقای متیو اسمیت یکی از کارمندان کتابخانه است که با زبان فارسی آشنایی دارد و با کتابخانه و مخزن‌های آن هم کاملا آشناست. وقتی از او گرفتم و یک ساعتی را با هم در کتابخانه چرخ زدیم و درباره‌ی بخش‌های مختلف کتابخانه و شیوه‌ی استفاده از آن برایم توضیح داد. نظام آوانگاری ثبت نام کتاب‌ها در کتابخانه را هم برام گفت. قرار شد برای هر سؤال و مشکلی به او مراجعه کنم یا ایمیل و تلفن بزنم. در همان جایی که مت کار می‌کند، فرد دیگری نیز مشغول به کار است که به زبان عربی تسلط دارد  و مخازن و کتاب‌های عربی کتابخانه را خوب می‌شناسد.

   خوب می‌دانم که این اطلاعات درباره‌ی کتابخانه کافی نیست. با این حال در حال حاضر به همین مقدار بسنده می‌کنم و سعی می‌کنم در فرصت‌های دیگر این پست را کامل‌تر کنم و اطلاعات دیگری بر آن بیافزایم یا اطلاعات موجود آن را اصلاح و ویرایش کنم. ضمنا همین‌جا بگویم که با نوشتن کلمات انگلیسی، متن من به هم می‌ریزد و متأسفانه واژه پرداز این سایت چندان کامل نیست. به همین دلیل از دادن ضبط لاتین کلمات خودداری می‌کنم و از این بابت عذر می‌خواهم.

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http