تورا من چشم در راهم

آزمون نیمه متمرکز دکترا

امروز  در ایران آزمون نیمه متمرکز دکترا برگزار شده است. از چگونگی برگزاری آزمون و مواد آن اطلاعی ندارم. همین‌قدر می‌دانم که داوطلبانی که نمره‌ی لازم را کسب کنند، به دانشگاه‌ها و گروه‌ها معرفی می‌شوند. چندین سال است که تجربه‌ی برگزاری آزمون متمرکز کارشناسی ارشد را داشته‌ایم. به‌زعم من که نتایج آن را با دقت ارزیابی کرده‌ام، آن تجربه کاملاً شکست خورده است. یکی از جنبه‌های منفی آن تستی شدن آزمون است. البته آزمون تستی بد نیست، ولی استادان رشته‌ی تاریخ تجربه‌ی طرح تست‌های دقیق و استاندارد را نداشتند و هنوز هم ندارند. برگزار کنندگان هم واقعاً نمی‌دانند از داوطلبان چه می‌خواهند. نتایج کار بسیار بد بوده است. سال به سال کیفیت پذیرفته شدگان پایین‌تر می‌آید و تنها کسانی پذیرفته می‌شوند که یا از رشته‌های دیگر آمده‌اند و یکی از دو زبان انگلیسی یا عربی را خوب می‌دانسته‌اند و یا حافظه‌ی خوبی دارند و اسم و تاریخ و این چیزها را خوب در ذهن خود انبار کرده‌اند.

 البته تمرکز آزمون کارشناسی ارشد این خوبی را داشت که برخورد‌های سلیقه‌ای گروه‌ها از بین رفت و آزمونی ضابطه‌مند جای آن را گرفت. این برخوردهای سلیقه‌ای گاه سبب می‌شد، داوطلب با سواد و با استعدادی که برخی استادان یک گروه با او به دلیلی مشکل دارند، پشت دیوار کنکور یک دانشگاه بماند. دانشگاه‌ها به پذیرش دانشجویان خود رغبت بیشتری داشتند و هر دانشجو برای پذیرفته شدن در دانشگاه خود شانس بیشتری داشت که گاه رقابت را مشکل می‌کرد یا کاملاً از میان می‌برد. اما به هر حال گروه‌ها این امکان را داشتند که داوطلبان را خوب بسنجند و کسانی را انتخاب کنند که واقعاً به کار این رشته بیایند. بعدها البته برای کاهش این نقص آزمونی به نام آ. ت. ت. گذاشتند که به گروه‌ها فرصت مصاحبه می‌داد، ولی این آزمون هم در نتیجه‌ی نهایی تأثیری نداشت و نظر گروه‌ها در عمل نادیده گرفته می‌شد.

   در این‌جا گروه‌ها و حتی استادان اختیارات زیادی دارند. اگر استادی دانشجویی را تأیید کند و او را شایسته‌ی تحصیل در مرحله‌ی بعد بداند، معمولا می‌تواند نقش مؤثری در پذیرش آن دانشجو داشته باشد. با این حال این‌جا با ایران این تفاوت اساسی را دارد که اینجا کنکوری در کار نیست و رقابت فشرده‌ای وجود ندارد. در رقابت فشرده است که احتمال اعمال نفوذ زیاد می‌شود و باید به طریقی از آن جلوگیری  کرد. با این حال باید پذیرفت که در یک نظام دانشگاهی باید به استاد و تخصص او و همچنین نظر تخصصی گروه احترام گذاشته شود و البته به صورت موازی برای شفاف بودن جریان کارهای نظارتی هم وجود داشته باشد.

   نگاه تبعیض آمیز به دانشگاه‌ها نیز می‌تواند یکی از مضرات چنین آزمونی باشد.در چنین نگاه تبعیض آمیزی که مبتنی بر رتبه‌بندی‌های بدون ضایطه است، مثلاً اگر X برای دوره‌ی دکترای تاریخ دانشجو بگیرد و ده دانشگاه برگزار کننده‌ی آزمون هم داشته باشیم و هر کدام هم بیست دانشجو بگیرد؛ اگر فرض کنیم که در رتبه بندی مذکور  X رتبه‌ی هشتم را داشته باشد، 140 دانشجویی که نمرات بالاتر را گرفته‌اند سهم هفت دانشگاه نخست می‌شوند و بیست دانشجوی بعد سهم دانشگاه X. نتیجه این می‌شود که دانشگاه X  تمایلی به پذیرفتن دانشجوی دکترا نداشته باشد و مدرک آن هم از  اعتبار لازم برخوردار نباشد. استادان شایسته‌ای که در آن دانشگاه درس می‌دهند از دانشجویان برجسته و ممتاز محروم باشند و  نتایج دیگری که باید به آن فکر کرد.

   نکته‌ی دیگر این است که در تجربه‌ی برگزاری آزمون متمرکز کارشناسی ارشد، این نقص وجود داشت که معمولا طراحان و مصححان سؤالات از همان چند دانشگاه مرکز نشین بودند و دانشجویان آنان هم با سبک و سلیقه‌ی استادان خود آشنا بودند و باز هم نوعی اعمال سلیقه در کار بود و هست. حالا هم لابد همان استادان قرار است برای طرح سؤال و تصحیح آن قدم رنجه کنند و به زحمت بیافتند و باز هم البته دانشجویان شهرستانی کلاهشان پس معرکه باشد. امیدوارم چنین نباشد و برگزاری آزمون نیمه متمرکز نتایج بهتری داشته باشد.

   از برخی مخاطبانم که در این آزمون شرکت کرده‌اند یا در برگزاری آن نقش داشته‌اند و به نوعی در ان درگیرند خواهش می‌کنم نظر و تجربه‌ی خود را برایم بنویسند و با دیگران در میان بگذارند تا بهتر بتوان درباره‌ی این سبک برگزاری آزمون داوری کرد و خوبی‌ها و بدی‌های آن را سنجید. شاید به این ترتیب دست کم خود ما تکلیفمان را در برخورد با چنین آزمونی بدانیم و نظرگاه عینی‌تر و منطقی‌تری داشته باشیم

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http