تورا من چشم در راهم

مخزن اکسترنال کتابخانه

نمی‌دانم که این رسم و ابداع هاروارد است یا کتابخانه‌‌های دیگر آمریکا و یا کتاب‌خانه‌های دیگر دنیا هم این رسم را دارند یا نه. فقط می‌دانم رسم خوبی است و البته متکی به سیستم  آی تی بسیار پیشرفته‌ی دانشگاه. قبلا در پستی نوشته بودم که کتابخانه شصت کتاب امانت می‌دهد. حالا می‌گویم که آن حرف درست نبود و به روایت یک کتابدار این‌جا، این موضوع که کاربری صدها کتاب در اختیار داشته باشد، بسیار طبیعی است. خوب این کتاب‌ها هم برای مدت طولانی به امانت داده می‌شود، یعنی از همان اولی که من شروع کردم به امانت گرفتن کتاب، هر کتابی را که می‌گرفتم تاریخ برگشتش را می‌زدند سپتامبر. اولش کلی کیف می‌کردم که هیچ نگرانی از بابت نگه داشتن کتاب ندارم و هر وقت بخواهم می‌توانم از آن استفاده کنم و آن را تحویل دهم. اما موضوع واقعا همان‌گونه که فکر می‌کردم نبود.

   کاربری که برای گرفتن یک کتاب مراجعه می‌کند، از طریق کاتالوگ کتابخانه مطلع می‌شود که کتاب به امانت رفته است و در کتابخانه نیست. همان جا کتاب را درخواست می‌کند. کتابخانه هم برای باز گشتن کتاب رزرو شده، ایمیلی برای من که کتاب را به امانت گرفته‌ام می‌فرستد و می‌خواهد که کتاب را ظرف چند روز برگردانم، وگرنه برای هر روز دیرکرد دو دلار جریمه خواهم شد. من هم خیلی زود کتاب را می‌آورم و تحویل می‌دهم. در حقیقت کتاب را نه به کتابخانه که به کاربر درخواست کننده تحویل می‌دهم. کتابخانه هم ایمیلی برای او می‌فرستد و می‌گوید که باید ظرف چند روز مراجعه کند و کتاب را تحویل بگیرد. این کل داستان است. ولی چه نتیجه‌ای می‌خواهم از آن بگیرم؟

   نتیجه این است که کل کسانی که از کتابخانه استفاده می‌کنند، در حقیقت بخشی از قفسه‌های کتابخانه‌ي خانه یا دفتر کار خود را به کتابخانه‌ي هاروارد اختصاص می‌دهند و کتاب‌ها را در آن‌جا نگهداری می‌کند. باور کنید که بارها دیده‌ام که دانشجوها با سبد بزرگی برای حمل و نل کتاب‌هایی که امانت می‌گیرند می‌آیند و کلی کتاب به امانت می‌برند. اگر سهم هر کار بر را به طور متوسط 100 کتاب هم در نظر بگیریم، مجموع کاربراین کتابخانه را باید در این عدد ضرب کنیم تا بتوانیم شمار کتاب‌هایی را که در مخزن اکسترنال کتابخانه نگهداری می‌شود را به دست بیاوریم. البته ظرفیت این مخزن اکسترنال نا محدود است و هر کس هر چه بخواهد می‌تواند امانت بگیرد. دیروز به دفتر کار یکی از دوستانم در دانشگاه رفتم که در زمینه‌ی مطالعات عثمانی کار می‌کند و درس می‌دهد. آنقدر کتاب روی زمین ریخته بود و از در دیوار دفترش بالا می‌رفت که جایی برای ورود نبود و برای این‌که بتوانیم گپ بزنیم مرا به اتاق کنفرانس مرکز برد. یعنی واقعا نمی‌توان برآورد کرد چقدر کتاب در یک زمان در اختیار کار بران قرار دارد.

   آخرین نکته‌ای هم که می‌خواهم بگویم این است که کتابخانه نه در فضای خانه و یا دفتر کار کاربران شریک است که به عبارتی از کاربران هم به عنوان کتابدارانی استفاده می‌کند که در هر زمان که بخواهد کتاب‌ها را برای استفاده‌ی دیگر کاربران از آن مخزن اکسترنال به کتابخانه می‌آورند و تحویل کتابداران رزیدنت یا مقیم می‌دهند. البته داشتن چنین سیستمی به نظمی بسیار عالی نیاز دارد. در ماه‌هایی که اینجا بوده‌ام و دیده‌ام این سیستم با نظم بسیار بالایی کار کرده است. بسیار دقیق، منظم و بی اشتباه عمل می‌کند و همه به آن اعتماد کامل دارد. بی‌خود نیست که در اکتبر سال جاری دانشگاه سی‌صد و هفتاد و پنج سالگی خود را جشن می‌گیرد و اصلا کهولت در چهره‌اش قابل مشاهده نیست.

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http