تورا من چشم در راهم

نقد در دانش تاریخ

   برای مطلب این عنوان را انتخاب کردم چون با عنوان نقد تاریخی موافق نیستم. دست کم اطمینان دارم معنای شناخته شده و پذیرفته شده ی آن چیزی نیست که ما در ذهن داریم و آن را به معنای نقد در حوزه ی مطالعات تاریخی در نظر گرفته ایم. اگر در کتاب نقد ادبی دکتر زرین کوب به سراغ اصطلاح نقد تاریخی بروید، این تعریف را خواهید یافت. شاخه ای از نقد ادبی که به متن ادبی با در نظر داشتن روند تاریخی آن نظر می کند و وجه تاریخی آن را می کاود. بر این اساس، یک متن ادبی را می توان از منظر روانشناسی بررسی کرد و سخن از نقد روانشناختی گفت و از منظر جامعه شناسی بررسی کرد و سخن از نقد جامعه شناختی گفت و از منظر تاریخی نگریست و نام آن را نقد تاریخی نهاد. روش انتقادی -تاریخی (Critical-Historical Method) هم به همین معناست. یعنی روشی که در آن به سراغ وجه تاریخی اثر می رویم و با تکیه بر روش تاریخی (یعنی تکیه بر تحول زمانمند) اثر را نقد می کنیم. روش انتقادی - تاریخی هم یکی از روش های نقد ادبی است و ارتباطی با دانش تاریخ ندارد، هر چند در آن از واژه ی تاریخ استفاده شده است.

   همین روش نقد تاریخی می تواند یکی از روش های نقد در دانش تاریخ باشد، ولی تنها یکی از روش هاست و نه تمام داستان. وقتی متن یا فرایند تاریخی از منظر زمانمندی یا کرنولوژیک بررسی شود، پژوهشگر تاریخ برای نقد یک منبع به سراغ روش نقد تاریخی رفته است. باید افزود که روش های نقد در تاریخ مجموعه ای است از روش های مختلف که نقد تاریخی یکی از آن هاست. نقد منطقی، نقد ساختاری، نقد متنی یا ادبی و روش های دیگری هم وجود دارد که در مجموع می تواند زیر موضوع روش های نقد در دانش تاریخ مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

   البته از نظرگاه منطقی ما گاهی کل را می گوییم و جزء را اداده می کنیم. مثلاً می گوییم ماشینم خراب شده است، در حالی که تنها یکی از اجزای ماشین درست کار نمی کند و کل ماشین از کار نیافتاده است. شکل مقابل آن را من سراغ ندارم و شاید هم بتوان مثالی یافت و ذهن من یاریم نمی کند و یا دانشم در زمینه ی منطق نقص دارد. اگر نام بخشی از یک پدیده را به کل آن اطلاق کرد، در آن صورت می توان گفت نقد تاریخی و تمامی روش های نقد در دانش تاریخ را مد نظر داشت.

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http