تورا من چشم در راهم

امید

مجموعه­ ی تلویزیونی مسافران را که سال­ها قبل در ایران پخش می­شد دوست داشتم. واقعیت زندگی روزمره­ ی ما، وقتی در قالب گزارش­های پایانی هر قسمت، برای کنفدراسیون کهکشان راه شیری فرستاده می­شد، با سادگی هر چه تمام­تر، واقعیت­های ساده و شگفت­ انگیز زندگی ما را یادآوری می­کرد. در پایان قسمت بیست و هشتم مسافران، در گزارش بهرام، درباره ی کارکرد امید در میان مردم زمین نکته­ های مهمی آمده است. این نکته­ ها که واقعیت زندگی ماست، شیرین و شنیدنی و در عین حال، هولناک است. قسمتی از آن گزارش را در زیر می­خوانید. این توصیف، کلید درک علت اصلی بسیاری از شجاعت­ های ماست، شجاعت­ هایی :که با هیچ عقل سلیمی جور در نمی­آید، ولی مرتکب می­شویم و خیلی وقت­ها هم جواب می­دهد. این قسمت نوشته­ ی پیمان قاسم خانی است

«...ما با تحقیقات دقیقمان، بالاخره پی به دلیل شجاعت غیرعادی انسان­ها بردیم. آنها نوعی وسیله ­ی دفاعی بیولوژیک دارند که نامش امید است. چیزی که ما در مورد امید دستگیرمان شد این است که یک جور سپر حفاظتی نامرئی است که باعث می­شود آدم ضدضربه شود. آدم­ها را دچار این احساس می­کند که در آینده همه چیز قرار است بهتر شود. یک جوری می­شوند که دربرابر همه­ ی سختی­ها مقاوم شوند. و اگر اتفاق بدی بیافتد خوشحال می­شوند که اتفاق بدتری نیافتاده و در وضعیتی که اگر ما بیافتیم، با دست خودمان سیاره­مان را منفجر می­نماییم، این­ها با دل راحت می­ نشینند و شامشان را می­خورند و امید می­ورزند به این­که حقوقشان می­رود بالا و قیمت­ها می­آید پایین. هوا را آلوده می­کنند، و همه چیزشان دودزاست، حتی خودشان هم دودزا هستند و امید دارند که باد می­آید و دودها را می­برد و هوا تمیز می­شود و به همین دلیل کارخانجات خودرو سازیشان روزی چند هزار خودرو به این ترافیک اضافه می­کند و به جای صرف هزینه و وقت زیاد برای برنامه­ ریزی و محاسبه­ ی این­که آیا این تعداد خودرو توی این تعداد خیابان جا می­شود یا خیر، امیدشان را تقویت می­کنند و بد به دلشان نمی­آورند و مردم هم امیدوارانه می­نشینند توی ماشین­هایشان منتظر می­نشینند که راه باز شود که بالاخره می­شود... تماس فرت».

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http