تورا من چشم در راهم

نوشانوش

نوشانوش

 

 

شوکرانی نطلبیده

یا دق­زهری خودخواسته

هر چه هست،

غرقت می کند در

اقیانوس کابوس

 

شگفتا

بس نمی شود این نوشانوش پریشانی

یکی پس از دیگری،

اقیانوس دیگر

کابوس دیگر

افسوس دیگر

 

صدایت را نمی شنوم

دیگر

هنوز

نوک انگشت­ هایم را می­بینی؟

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http