تورا من چشم در راهم

سالروز تولد غزلسرای بزرگ ایران حسین منزوی

امروز به‌تصادف دریافتم که روز اول مهر ماه مصادف است با سالروز تولد شاعر توانای ایران حسین منزوی. یاد سال‌های دور افتادم. شاید دانش آموز کلاس سوم یا چهارم دبیرستان بودم که در کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی کتاب شعری را یافتم با عنوان: حنجرهٔ زخمی تغزل.مجموعه‌ای بود از ۲۲ غزل و چند شعر نیمایی و شاید چند رباعی. با دیدن و خواندن آن شوق عجیبی وجودم را فرا گرفت. چون کتاب را امانت نمی‌دادند،‌ ناچار تمام غزل‌هایش را نوشتم و با خود به خانه بردم؛ تا شب هم چند نسخه از آن غزل‌ها را برای دوستانم نوشتم و همه را از بر شدم. بعد ها در حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی، در یکی از جلسات هفتگی‌ شعر منزوی را دیدم. آمد و یک غزل سیاسی را که برای اعدام شدن برادرش سروده بود خواند و هیچیک از آن دوستان مضمون و محتوای شعر را درنیافت! آن جلسه من هم شعری خواندم غزلی را که برای شهادت همکلاسیم مرتضی مساوات گفته بودم و مطلعش این بود:

چه پر شور بر دست‌ها میروی!

گل سرخ پرپر کجا میروی؟

 

   ترم اول دانشجوییم را در دانشگاه شهید بهشتی(ملّی سابق) میهمان شدم و در یکی از روزهایی که به دانشگاه می‌رفتم در میدان تجریش در صف اتوبوسی که بعد معلوم شد مقصدش دانشگه نیست و به میدان امام خمینی می‌رود، منزوی را دیدم و سلام و علیکی کردیم و آویزانش شدم. از شعر گفت و جلسات حوزهٔ اندیشه و هنر و از اصالت شعر عاشقانه. آخر راه هم چون دید برای همصحبتی با او مسیرم را عوض کرده‌ام و کلاسم را از دست داده‌ام غزلی را که تازه سروده بود برایم خواند. یکی دو بار دیگر هم در جلسات شعر یا در خیابان دیدمش.

    به ‌تعبیر دوستم مجید زهتاب، منزوی کسی بود که در زندگی خود هیچ چیز را جدی نگرفت، مگر شعر ! شاعری بود که به گمان من از تمامی غزلسرایان معاصر ایران چند سر و گردن بالاتر استاده است. یکی از شاعران بزگ روزگار ما بود و یک بار دیگراین سخن را که غزل نامیرا‌ترین قالب سخن فارسی است، به اثبات رساند.غزل‌های او را بارهاو بارها خوانده‌ام، برای خود و دیگران و لذت  برده‌‌ام. در گالری عکس سایت تبیان چند عکس به عنوان عکس های حسین منزوی قرار گرفته است. دو عکس ظاهراْ متعلق به منزوی است و عکس بخشی از دستخط او هم در شمار عکس هاست. دو عکس دیگر یکی قطعاْ تصویر استاد دکتر علینقی منزوی اندیشمند پژوهشگر و کتابشناس و نسخه پژوه بزرگ معاصر است(تصویر اول) و دیگری تصویر برادر او استاد بزرگ کتابشناس و نسخه پژوه معاصر احمد منزوی است(عکس آخر) و من نمی توانمم در ک کنم که با این همه اختلاف تصاویرِ چرا همهٔ عکس ها متعلق به حسین منزوی دانسته شده است. به هر حال یکی از عکس ها احتمالا در منزوی را در بیمارستان و در روزهای پایانی عمر نشان میدهد.

 


 

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • مهدی:

    با سلام، در متن نامی از همکلاسی شهید مساوات دیدیم .آیا منظور شما دبیرستان ابوریحان تهران منطقه 14 است.؟سال های 1360-1361 من با او همکلاس و هم جبهه بودم.

    ۱۳۸۸/۰۶/۱٩ ساعت ۱۴:۵۳

ارسال ديدگاه

//:http