تورا من چشم در راهم

جای خالی کتابی دربارهٔ روش پژوهش تاریخی

  

یکی از نیازهای اساسی رشتهٔ تاریخ تألیف کتابی در زمینهٔ روش پژوهش در این رشتهٔ علمی است. نزدیک به سه دهه از انتشار کتاب جهانگیر قائم مقامی با عنوان روش تحقیق در تاریخنگاری(تهران، ۱۳۵۸) می‌گذرد. کتاب کیتسن کلاک با عنوان مقدمه‌ای بر روش تحقیق در تاریخ(ترجمهً اوانس اوانسیان، تهران، ۱۳۶۲) به دو دهٔه قبل مربوط می‌شود. این دو کتاب شاید نیاز آن روزگار را بر می‌اوردند، ولی هردو هم بسیار مقدماتی هستند و هم بسیار مجمل.در روزگاری که رشته‌های مختلف علوم انسانی با شتابی چشمگیر پیش می‌روند و توسعه می‌یابند، رشتهٔ تاریخ در ابعاد نظری درخود خزیده و درجا زده است .

   در این سال‌ها، چند کتاب دیگر نیز دربارهٔ روش تحقیق در تاریخ نوشته شده است که راهنمای پژوهش تاریخی پرویز فرّخزاد نیز که در سال ۱۳۸۴ انتشار یافت آخرین کتاب از این دست است. معلمان تاریخ دانسته‌ها و یا تجربیات خود را درزمینهٔ روش پژوهش در کلاس‌های درس برای دانشجویان خود تکرار می‌کنند و برای نوشتن و انتشار دانسته‌های خود دست به قلم نمی‌بردند. دانشجویان تاریخ نیز جسته گریخته در این کلاس و آن کلاس مطالبی را می‌شنوندو گاهی هم از اختلاف نظر یا اختلاف سلیقهٔ استادان خود چند گاهی را در سرگردانی می‌گذرانند. این در حالی است که طرحنامه‌های پایان نامه‌های این دانشجویان که من به حکم وظیفهٔ دانشگاهیم چند سالی است که دچار این طرحنامه‌ها هستم، به‌خوبی نشان می‌دهد که آنان خوب با آیین پژوهش آشنا نشده اند و در این زمینه ضعف دارند.

   موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که پای مسائل مهمی چون نسبت تاریخ با پژوهش فرضیه پذیر  و یا ارتباط تاریخ با نظریه و فرضیه و یا شیوه‌های تجزیه و تحلیل یافته‌های تاریخی به میان می‌آید. در این زمینه‌ها کتاب‌های پیشین سکوت کامل اختیار کرده‌اند و استادان نیز نظر یکسانی ندارند. نتیجه آنکه دانشجویان تاریخ حتی در مقاطع بالای تحصیلی با مشکله‌ای به نام روش پژوهش تاریخی دست‌به گریبانند. آنها که پایان نامهٔ تحصیلی می‌نویسند، اگر استاد با حوصله و دلسوز و اهل پژوهشی داشته باشند و اگر آنچه می‌نویسند با حوصله خوانده و دلسوزانه نقد شود، ممکن است تجربهٔ تحقیق بیاموزند و بیاندوزند و رفته رفته به مورخی پژوهشگر بدل شوند و در غیر این‌صورت معلوم نیست کی و کجا توفیق آموختن روش پژوهش را بیابند!

 

   این موضوع وقتی پای مقایسهٔ تاریخ با دیگر علوم به میان آید ملموس‌تر و وخیم‌تر می‌شود. خوب به‌یاد دارم که در نشستی یکی از استادان علوم سیاسی، رشتهٔ علمی خود را به ماشینی مدل بالا و پیشرفته مانند می‌کرد و تاریخ را خودروی مدل پایین می‌دانست و استاد دیگری با استفهام انکاری از چگونگی روش پژوهش در تاریخ می‌پرسید. مطالعات نظری در این رشته‌ها در دهه‌های اخیر رشد چشمگیری داشته و در مقابل مورخان تنها به عمل پرداخته‌اند و یا به تصحیح متون گذشتگان بسنده کرده‌اند.

 

    پیشرفت‌های فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات چنان دم‌افزون است که در این روزگار تألیف کتابی دربارهٔ روش پژوهش تاریخی نمی‌تواند بدون توجه جدی بدین زمینه توفیقی داشته باشد. پاره‌ای از استادان تاریخ نیز چون با این عرصه آشنایی اندکی دارند و یا کاملاً با آن بیگانه‌اند، پس به موضوع نزدیک نمی‌شوند.

   به‌نظر می‌رسد که انجام چنین کاری به یک تلاش جمعی نیاز داشته باشد؛ کاری که از چند مورخ برجسته که هم اهل تجربه‌های جدی و کارآمد فعالیت‌پژوهشی باشند و هم در حوزهٔ مدیریت پژوهش‌های گروهی تجربه داشته باشند؛ هم با مباحث نظری و نسبت میان  تاریخ و علوم دیگر آشنا باشند و هم با پیشرفت‌های تکنولوژی‌های ارتباطی و پژوهشی نوین بی‌ارتباط نباشند  ساخته است و باید چنین جمعی گردهم آیند  و به‌انجام چنین کاری همت گمارند.

 تا آن زمان نمی‌دانم باید با موضوع روش پژوهش تاریخی چه باید کرد؟ شاید بتوان به دانشجویان تاریخ پیشنهاد کرد که از کتبی که دربارهٔ روش پژوهش در علوم انسانی به‌رشتهٔ نگارش درمی‌آید استفاده کنند و هم در زمینهٔ مسائل بنیادی پژوهش مانند طرح مسإله، طراحی پرسش و فرضیات و هم در روش‌های تجزیه و تحلیل اطلاعات و یا مسائل مربوط به روش‌شناسی پژوهش از آ< آثار بهره گیرند و چشم در راه تحقق یافتن چنین آرزویی باشند!

بازگشت به صفحه قبل »

ارسال ديدگاه

//:http