تورا من چشم در راهم

کوچه

.تازگی ها دوباره شروع کرده ام به شعر گفتن. چند غزل گفته ام. یکی از آنها را که یک غزل-ترانه است اینجا می نویسم تا پس از مدت ها رنگ و روی این صفحه عوض شود

 

صبح اگر از این کوچه بگذری

خواب کوچه تعبیر می شود

طعم عاشقی می پراکنی

هرچه دل نمک گیر می شود

 

می رسی نفس تازه می کند

کوچه پیش پای تو می دود

با خیال گرم رسیدنت

حس کوچه درگیر می شود

 

کوچه زیر آواز می زند

رقص می کند، ساز می زند

ضرب رقص پای تو کوچه را

خوش ترین مزامیر می شود

 

خنده می زند، باز می شود

پنجره به دنبال پنجره

گفتی از تمام دریچه ها

عاشقی سرازیر می شود

 

می رسی و بیگانه می روی

کوچه را مجالی نمی دهی

وقت رفتنت زود می رسد

*زود ناگهان دیر می شود

 

می روی به دادش نمی رسی

کوچه می ماند و حس بی کسی

کوچه بی امان گریه می کند

کوچه ناگهان پیر می شود

 ناگهان چقدر زود دیر می شود-قیصر امین پور* 

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • پورتراب:

    بسیار دلنشین و زیبا. درود بر شما.

    ۱۳٩۴/۰٩/۱۰ ساعت ۰۲:۳۶
  • بچ:

    سلام استاد، نمیدونم چی بنویسم، فقط میتونم بگم که بسیار زیبا و پراحساس بود، اینطور روح و جان بخشیدن به کوچه بسیار دلپذیر بود. این عکس زیبا هم کاملا به انتقال حس شعر کمک کرده است. موفق باشید.

    ۱۳٩۴/۰٩/۰۴ ساعت ۲۳:۰۵

ارسال ديدگاه

//:http