تورا من چشم در راهم

در کلاس درس

 

از اولین باری که به عنوان معلم به کلاس درس رفتم٬ یعنی تابستان سال ۱۳۵۹ سی و پنج سال می گذرد. از اولین حضورم هم در یک کلاس درس دانشگاه٬ یعنی مهرماه سال ۱۳۶۷ هم تقریبا بیست و هفت سال سپری شده است. هر جا که برای تدریس وارد شدم٬ چه وقتی که سال اول دبیرستان بودم و به عنوان معلم جهادگر به روستای آفرین در اطرفت تهران رفتم٬ چه زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم و برای تدریس به دانشگاه آزاد تربت حیدریه رفتم و چه وقتی بعد از دفاع از پایان نامه دکترا٬ کار خود را در گروه تاریخ دانشگاه الزهراء آغاز کردم٬ کسی نپرسید که چه دوره یا کلاس آموزشی را برای یادگیری مهارت ها و دانش تدریس٬ یا روش های تدریس تاریخ طی کرده ام. استادان خوبی که در مقاطع مختلف تحصیلم٬ بخت شاگردی آنان را داشتم الگوهای معلمی من بودند. چه در روزگار تحصیل به عنوان دانش آموز و چه در کلاس های دانشگاه٬ برای من٬ جدای از دانشی که استادانم می آموختم٬ چگونگی آموختن شان هم اهمیت اساسی داشت. شاید به همین سبب است که آنچه از شگردهای معلمی از استاد تاریخ و جغرافیای سال سوم و چهارم دبیرستانم احمد خان توکلی بیدهندی آموختم برایم به اندازه یک دوره کامل و پیشرفته معلمی ارزشمند است. گاهی هم پیش می آمد که از برخی از آنان درباره روش ها و دیدگاه هایشان در کار تدریس بپرسم و آنان نیز آزموده های خود را سخاوتمندانه شرح می دادند.در میان آنان٬ شادروان دکتر حائری بسیار ممتاز بود. گفتگوهای گاه و بیگاه ما در این باره و توصیه هایشان به من کمک زیادی کرد. شک ندارم که پاسخ های استاد نیز بر اساس تجربه هایی بود که در کلاس درس اندوخته بود. همه چیز بر اساس آزمایش و خطا بود. به کلاس رفتن٬ آزمودن٬ دچار اشتباه شدن و از خطاها درس گرفتن و تلاش برای بهتر شدن٬ روندی بود که مرا روز به روز با حرفه معلمی آشناتر٬ و البته به آن دلبسته تر کرد.  گویا بیشتر استادان ما هم٬ شاگردان ناگزیر همین مکتب آزمایش و خطا بوده اند.

 

اگر هم آموزشی بود بدون تردید به کلی گویی نزدیک تر بود تا آموزش دقیق جزئیات. در دانشگاه تربیت مدرس٬ برای گرفتن گواهی صلاحیت مدرسی٬ انتخاب و گذراندن چندین درس الزامی بود. این درس ها٬ اخلاق و معارف اسلامی٬ ادبیات فارسی٬ منطق و چند موضوع دیگر بود. نزدیک ترین درس به آنچه هدف اصلی ارائه آن درس ها٬ روانشناسی تربیتی بود که آن هم بیشتر به نظریات متفکران می پرداخت و وارد جزئیات نمی شد.

 شاید مانع اصلی در ارائه نشدن چنین آموزش هایی این ویژگی فرهنگی ما باشد که ما عموما در کلیات غرقیم و به جزئیات چندان اهمیتی نمی دهیم.  بدون شک خانم های ایرانی بیش از آقایان به جزئیات توجه دارند. بر همین قیاس٬ آموزش هایمان هم بیشتر در مسیر سیر آفاق و انفس است تا پیمودن راهی مشخص و مبتنی بر جزئیات واقعی برروی زمین. کتاب های درسی مقاطع مختلف تحصیلی٬ یکی از بهترین مثال ها در این زمینه است. این کتاب ها که در حقیقت باید به آموزش اصول و ظرایف آداب زندگی شخصی و اجتماعی٬ مانند رعایت بهداشت٬ آداب رفتار در موقعیت های مختلف فردی و اجتماعی و مطالبی از این دست اختصاص داشته باشد٬ برای همه کاری هدف گذاری شده است٬ مگر همین هدف و آنقدر دچار کلی گویی در زمینه های مختلف است که جایی برای چنین جزئیاتی نمی ماند.

 

 توجه دقیق به جزئیات یکی از ویژگی های شایان نگرش هر نوع آموزشی در اینجاست. اینجا یعنی همین بخش هایی که من در آن زندگی کرده ام و نه تمامی غرب یا تمامی ایالات کشور آمریکا!  برای نمونه٬ یکی از مهمترین این موارد آموزش های مربوط به گرفتن یک شغل تازه است. تلاش هرفردی برای کاریابی٬ با تنظیم و نگارش یک رزومه آغاز می شود. رزومه یک معرفی نامه دقیق حرفه ای است. شرح منظم پیشینه تحصیلات٬ آگاهی های مربوط به توانایی های حرفه ای٬ دوره های آموزشی سپری شده و فعالیت های حرفه ای فرد است. این ویترین آموخته ها٬ آزموده ها و توانایی های حرفه ای٬ برای درخواست هر کاری اهمیت دارد. سی وی یا کارنامک٬ همان رزومه است٬ در مورد کسانی که در عرصه های علمی و دانشگاهی٬ مانند تدریس یا پژوهش فعالیت می کنند و کارهایشان از نوع چاپ کتاب و مقالات و یا انجام پروژه های علمی است به این رزومه سی وی گفته می شود٬ هرچند می توان این دو واژه را به جای هم  نیز به کار برد. مدارک دیگری هم برای درخواست کار مورد نیاز است که موضوع بحث ما در این نوشتار نیست. اگر براساس مدارک یک فرد٬ کارفرمایی او را مناسب دانست٬ فرد را به مصاحبه دعوت می کند.  مصاحبه خود آدابی دارد که باید جزء به جزء آموخته شود. نادیده گرفتن این آداب یعنی شکست و به دست نیاوردن شغل مورد نظر! برای به دست گرفتن کاری در هر سطح شغلی٬ مصاحبه عرصه ای است برای اینکه فرد از توانایی های خود و این فرضیه که مناسب ترین فرد برای احراز آن شغل است دفاع کند. مناظره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با یکدیگر٬ بزرگ ترین مصاحبه شغلی آمریکا است.

کمتر کاری است که پیش از آغاز آن٬ گذراندن یک دوره آموزشی یا توجیهی درباره جزئیات تصدی آن کار ضروری نباشد. برخی از این جزئیات٬ قواعد و اصولی است که فرد باید در محیط کار رعایت کند. این دوره های توجیهی٬ جدای از هدف آشنا کردن فرد با محیط کاری تازه و مقتضیات آن٬ این هدف را دنبال می کند که برخی اصول و قواعد را به رؤیت و تأیید فرد برساند. در این صورت فرد در صورت تخلف٬ نمی تواند مدعی شود که از وجود این مقررات بی اطلاع بوده است.

پیش از آن که برای اولین بار٬ به عنوان معلم٬ در یک کلاس درسی دانشگاهی حاضر شوم٬ درباره چگونگی ارائه یک سخنرانی در کلاس درس٬ ویدئوهای آموزشی مختلفی را دیدم. البته مشاهده این ویدئوها٬ بخشی از کار من در یادگیری زبان انگلیسی در محیط دانشگاهی بود٬ ولی در این ویدئوها جزئیاتی درباره کلاس درس و آموزش بود که برایم تازگی داشت. این کار آغاز یک دوران تازه در توجه من به موضوع یادگیری روش های تدریس بود. از آن پس٬ بیشتر کوشیدم آنچه را در بلاگ ها٬ مقاله های دانشگاهی و فیلم های آموزشی درباره مهارت ها و روش های تدریس بود بیابم و مطالعه کنم. استفاده از این آموخته ها در کلاس های درس٬ برای بالاتر بردن کیفیت آموزش و یادگیری بسیار مؤثر بود. 

اختصاص دادن زمانی به گفتگوی دانشجویان درباره پرسشی که به موضوع درس همان نشست مربوط می شد٬ کاری بود که من در کلاس های درسم در ایران تجربه نکرده بودم. دانشجویان در قالب گروه های سه نفره یا چهار نفره٬ با هم گفتگو می کردند. به تدریج٬ من هم برای زمانی کوتاه به هر گروه می پیوستم و اعضای کمتر فعال گروه را به مشارکت در گفتگو تشویق می کردم. گاهی هم گروهی در فهم درست پرسش دچار اشتباه بود و مسیر بحث را اصلاح می کردم. به رغم این که برخی از دانشجویان که شمارشان از یکی دو نفر در یک کلاس بیست نفره بیشتر نبود٬ با اختصاص زمانی از کلاس به این کار مخالف بودند٬ بیشتر دانشجویان با حرارت از آن استقبال می کردند. در یکی دو درس سال پیش٬ جزئیات سرفصل هایی را که قرار بود در هر نشست مطرح کنم در یکی دو صفحه تنظیم می کردم و در ابتدای کلاس در اختیار دانشجویان قرار می دادم. در انتهای همان برگه نیز پرسش مربوط به بحث گروهی دانشجویان را هم مطرح می کردم. ضبط کردن یک ویدئوی دو یا سه دقیقه ای برای مطرح کردن پرسش بحث گروهی کلاس٬ کار دیگری بود که برای دانشجویان جذابیت داشت. بعد از حدود ده یا پانزده دقیقه گفتگوی گروه ها٬ نظر آن ها را می پرسیدم و در پایان هم یک جمع بندی کوتاه از دیدگاه های مطرح شده انجام می شد. 

تجربه دیگرم٬ رفتن به سوی یادگیری روش های آموزش برخط (آنلاین) یا نیمه برخط بود که باور دارم جایگاه بسیار مهمی در آینده آموزش در جهان خواهد داشت. در این باره پست دیگری خواهم نوشت٬ به زودی زود! 

بازگشت به صفحه قبل »

ديدگاه‌ها

  • پندپیشینیانش:

    سلام خدمت استاد گرامی مطالب تون در باره شیوه تدریس بسیار مفید بود کاش هر زمان وقت کردید در باره روش های تدریس تاریخ مطالب جامع تری رو بفرمایید .در نظام آموزشی ما هم در سال های اخیر بر روی روش های نوین تدریس تاکید می شود اما در عین حال وجود تفکرات سنتی تدریس در جامعه و گاها در همین ساختار دست و پاگیر معلمینی می شود که مجری این شیوه ها هستند.

    ۱۳٩۴/۰۷/۱۶ ساعت ۰٩:۳٩
  • تاریخ جهانگشای جوینی:

    سلام استاد، به نکته جالبی اشاره فرمودید، واقعا در ایران آموزش رسمی جدی ای در زمینه روشهای آموزش و راههای افزایش کیفیت یادگیری و مباحثی از این دست وجود ندارد. من با اینکه مطمئن نیستم که روزی به کار تدریس بپردازم، از سالها پیش به روشهای آموزشی و رفتاری معلمان و استادانم دقت میکردم و نظرم این بود و هست که از هر استادم میتوانم دست کم یک نکته مفید در این زمینه بیاموزم. در مورد شما به خاطر دارم که یک روز برای تفهیم این نکته که برخی کلمات در زبان انگلیسی باید با حرف بزرگ آغاز شوند، یک G بسیار بزرگ روی تخته نوشتید که باعث خنده و شگفتی ما شد و توضیح دادید که از روش اگزجره یا بزرگ نمایی استفاده کردید تا ما هیچ وقت این نکته را از یاد نبریم که گمان میکنم کارگر افتاد :))

    ۱۳٩۴/۰۴/۱۳ ساعت ۰۴:۲۳

ارسال ديدگاه

//:http