گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

سال‌های پشت سر

این ترم درس‌هایم را سبک کردم. فرصتی پیدا شد برای پرداختن به خودم. برای درنگ در گذشته. برای مروری بر گذشته. این یکی دو ماهه حسابی شعر گفته‌ام. حسابی شعر خوانده‌ام. شعرهایم را جمع و جور کردم تا شاید اولین مجموعه شعرم را تا پیش از تمام شدن سال چاپ کنم. تصمیم گرفتم شعر‌ها را به‌ترتیب تاریخ سروده شدن مرتب کنم. دلم حسابی گرفت. بعضی‌ سال‌ها اصلا شعر نگفته‌ام و بعضی سال‌ها یکی دو شعر دارم. برای من که از وقتی چشم باز کردم با شعر انس گرفتم و خودم را با شعر شناختم و با شعر زندگی اجتماعیم را آغاز کردم، چنین چیزی نشان دهنده‌ی غفلت محض است. نمی‌گویم غفلت از شعر؛ نه غفلت از زندگی

۱۳۸۶/۰٩/۰٩ ساعت ۱۸:۵۸ - ۴ نظر سال‌های پشت سر ادامه »

درباره‌ی نوآوری‌های جامی

۱۳۸۶/۰٩/۰۷ ساعت ۱۱:۰۷ - ۰ نظر درباره‌ی نوآوری‌های جامی ادامه »

همایش نقش تاریخ در تربیت انسان

چند وقت پیش دوستان اداره ی کل آموزش و پرورش شهر تهران سرکار خانم صالحی نیا و سرکار خانم حشمتی در باره‌ی همایشی با عنوان نقش تاریخ در تربیت انسان با من صحبت کردند و خواستند که در آن سمینار شرکت کنم. من هم مقدماتی را برای سخنرانی فراهم کردم و سمینار امروز در محل اداره‌ی کل آموزش و پرورش شهر تهران برگزار شد. نشست خوبی بود. استقبال دبیران نسبتا‍‍‍‍‍‍‍ خوب بود و سخنرانی هم به‌خوبی برگزار شد. سرفصل‌های بحثم را در ۳۵ اسلاید در نرم افزار پاورپوینت تهیه کرده بودم و نمایش اسلایدها به بهتر شدن کار کمک مهمی کرد. راستش هفته‌ی قبل که در دانشکده برای دانشجویان کارشناسی ارشد رشته‌های مختلف کارگاه آموزشی روش پروپزال نویسی گذاشته بودم اتفاقی افتاد که برایم تجربه‌ی مهمی‌ بود. برای آن جلسه هم تعدادی اسلاید تهیه کرده بودم و صحبتم را با نمایش اسلایدها همراه کردم. بعد از ۱۵ دقیقه برق رفت و من مجبور شدم ۱۰ دقیقه‌ای را بدون نمایش اسلاید صحبت کنم. در مقایسه برایم یقین حاصل شد که استفاده از نرمافزار پاورپوینت و نمایش اسلاید برای بهبود کیفیت آموزش بسیار مفید است

۱۳۸۶/۰۸/۲٩ ساعت ۱۸:۲۶ - ۱ نظر همایش نقش تاریخ در تربیت انسان ادامه »

الهام

۱۳۸۶/۰۸/۲۴ ساعت ۱٩:۵۵ - ۲ نظر الهام ادامه »

اعتنا

۱۳۸۶/۰۸/۲۳ ساعت ۰٩:۲۴ - ۱ نظر اعتنا ادامه »

درباره‌ی زندگی و شعر مردی که خلاصه‌ی خود بود

سال 1360 به حوزه‌ی اندیشه و هنر اسلامی وارد شدم. در آن روزها حوزه حلقه‌ای بود با دو نگین: قیصر امین پور و سید حسن حسینی. دوستان دیگری هم بودند. ساعد باقری، سهیل محمودی محمد رضا محمدی نیکو و خانم فاطمه‌ی راکعی. جلسه را حسین اسرافیلی اداره می‌کرد؛ پرویز بیگی حبیب آبادی هم بود که آن روزها با شعر «یاران چه غریبانه» نامش بر سر زبان‌ها افتاده بود و سلمان هراتی که همیشه پر بود از شعر و کوله باری از شعرهای تازه؛ ولی آن دو نفر در آن حلقه درخششی دیگرگونه داشتند.

۱۳۸۶/۰۸/۲۳ ساعت ۰٩:۱۳ - ۳ نظر درباره‌ی زندگی و شعر مردی که خلاصه‌ی خود بود ادامه »

آرش

۱۳۸۶/۰۸/۲۰ ساعت ۰۷:۴۳ - ۲ نظر آرش ادامه »