گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

اسفندانه

1) امروز ۲۹ اسفند است، سال‌روز ملی شده صنعت نفت ایران به رهبری بزرگ‌مرد تاریخ معاصر ایران دکتر محمد مصدق. برای هرآن‌که دلی با این آب و خاک دارد و غارت شدن ثروت‌های این سرزمین را خوش نمی‌دارد و از استعمار نفرت دارد، این روز، روز بزرگی ست که باید گرامی داشته شود. از صدا و سیما و از برنامه‌‌ی آقای دکتر رجبلو تماس گرفتند که برنامه‌ای برای درباره‌ی دکتر محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت ایران دارند و دعوت کردند به‌عنوان میهمان در آن برنامه شرکت کنم. من که نه از صدا و سیما دل خوشی دارم و نه در حوزه‌ی تاریخ معاصر ایران سررشته‌ای دارم عذر خواستم و گفتم آقای دکتر رجبلو بهتر از هر کس دیگری می‌داند که حوزه‌ی مطالعات و تدریس و تحقیق من تاریخ قرون میانه‌ی ایران است، نه تاریخ معاصر و نمی‌توانم هیچ کمکی بکنم. خوشبختانه بخیر گذشت!

۱۳۸۸/۱۲/۲٩ ساعت ۱۱:۳٩ - ۶ نظر اسفندانه ادامه »

دفاع‌زدگی

این روزها دفاع‌زده شده‌ام. این دفاع‌زدگی هم چیزی است شبیه گرما‌زدگی و شاید بسیار بدتر و خطرناک‌تر از آن. این بیماری معمولاً بعد از یک دوره‌ شرکت در جلسات دفاع طرحنامه‌ی دکترا، شرکت در جلسات پیش دفاع دکترا و یا شرکت در جلسات دفاع پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکترا با سمت‌های مختلف استاد راهنما، مشاور، داور و ناظر رخ می‌دهد. علائم بالینی آن هم این است که تا مدتی سرگیجه دست از سر آدم بر نمی‌دارد. آدم به هر نوع نگارش و پژوهش بدبین می‌شود و مرتب فکر می‌کند همه می‌خواهند سرش را کلاه بگذارند. عوارض روحی وخیمی دارد؛ مرتباً آلرژی شدید رعایت عدالت و انصاف بروز می‌کند و همه‌اش آدم فکر می‌کند کجاها فرد عادلی بوده و کجاها مرتکب بی‌عدالتی شده است. طرفه‌تر این‌که گرایش روحی شدیدی پیدا می‌شود که آدم همه را غیر منصف و دور از عدالت می‌بیند و از رفتارهایشان رنج می‌برد!

۱۳۸۸/۱۲/۲۴ ساعت ۰۷:۴۲ - ۵ نظر دفاع‌زدگی ادامه »

راز طنز

دیروز در دانشکده‌ی الهیات دانشگاه تهران و گروه تاریخ تمدن ملل اسلامی نشستی برگزار شد که مناسبت آن بررسی طرحنامه‌ی دکترای آقای گوهری بود. این نشست‌ها را عموماً جلسه‌‌ دفاع از پروپوزال می‌نامند و در این مورد همین جلسه، حکم امتحان جامع دانشجو را هم داشت. در پایان نمره‌ای داده شد و دانشجو مرحله‌ی پژوهشی تحصیل خود ریا رساله نویسی را آغاز کرد. عنوان کار زمانه و کارنامه‌‌ی ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری بود و همان اولین باری که این عنوان را شنیدم کتاب مریلین والدمن درباره‌ی بیهقی را به‌یادم آورد که به فارسی با عنوان زندگی، زمانه و کارنامه‌ی بیهقی ترجمه شده است. دوست عزیز و ارجمندم جناب آقای دکتر کاظم بیگی راهنمایی رساله را بر عهده داشت و آقای دکتر جمال موسوی و آقای دکتر عبدالرحیم قنوات مشاوره‌ی کار را بر عهده داشتند.

۱۳۸۸/۱۲/۱۳ ساعت ۰۶:۵۴ - ۲ نظر راز طنز ادامه »

دو مقاله

۱۳۸۸/۱۲/۰۷ ساعت ۲۱:۲۲ - ۰ نظر دو مقاله ادامه »

شعر کوچه

پریروز، صبح زود و در هنگام صبحانه خوردن، برنامه‌ای را می‌دیدم که درباره‌ی فریدون مشیری و شعرهایش تهیه شده بود و ظاهرا گزارش مراسم بزرگداشتی بود برای مشیری در خارج از کشور. حرف‌های سخنران چندان بیراه نبود، هر چند شعرهای مشیری را درست نمی‌خواند و حرف‌هایش بسیار رمانتیک‌تر از شعرهای مشیری بود. از شعر کوچه مشیری می‌گفت و گفته‌ی او درباره‌ی این شعر را نقل می‌کرد که گفته بود سه نسل از جوانان کشور من با این شعر زندگی (و من اضافه می‌کنم)عاشقی کرده‌اند.

۱۳۸۸/۱۲/۰۴ ساعت ۱۱:۴۴ - ۲ نظر شعر کوچه ادامه »

یک خواهش

۱۳۸۸/۱۱/۰۸ ساعت ۲۱:۰۶ - ۲ نظر یک خواهش ادامه »

کلمه‌ها

شعرهایی نوشته‌ام. بخوانید و نظر بدهید

۱۳۸۸/۱۰/۲۵ ساعت ۲۲:۱۶ - ۱۲ نظر کلمه‌ها ادامه »