گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

وصف الحال بی حالی

دفتر این ترم هم به‌پایان آمد. اگر چه حکایت همچنان باقی است، مشتاقی‌ای درکار نیست که وصف الحالی داشته باشد. شاید باید بگویم به‌صد دفتر نشاید گفت وصف‌الحال بی‌حالی! اصلاً ترم خوبی نبود. از خودم راضی نبودم. خسته‌تر و درمانده‌تر از همیشه بودم. تنم را از خانه به دانشگاه و از این کلاس به آن کلاس می‌کشیدم و بعد هم به‌خانه بازمی‌گشتم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۸:۰۰ - ۰ نظر وصف الحال بی حالی ادامه »

جدایی و نقد

نقد یعنی جدا کردن سره از ناسره. این یک تعریف قدمایی از نقد است که شنیده بودم نظر شمس قیس رازی است، ولی هر چه در المعجم گشتم اثری از آثارش نیافتم. از هرکه باشد به نظر تعریف درستی است. چند وقتی است که روی این موضوع یعنی نقد می اندیشم و به ویژه درباره ی شیوه های کاربرد آن در علم تاریخ مطالعه می کنم. یکی دو شب قبل فیلمی را دیدم که این روزها سروصدای بسیاری را بپا کرده و جوایز متعددی را یکی بعد از دیگری درو می کند. فیلم را با موضوع مورد مطالعه ام بسیار نزدیک یافتم و برآن شدم چیزی درباره اش بنویسم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۵۸ - ۰ نظر جدایی و نقد ادامه »

نقد در دانش تاریخ

برای مطلب این عنوان را انتخاب کردم چون با عنوان نقد تاریخی موافق نیستم. دست کم اطمینان دارم معنای شناخته شده و پذیرفته شده ی آن چیزی نیست که ما در ذهن داریم و آن را به معنای نقد در حوزه ی مطالعات تاریخی در نظر گرفته ایم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۵۵ - ۰ نظر نقد در دانش تاریخ ادامه »

نوروز را دوست دارم

دوستی در صفحه ی فیس بوک خود از نوروز سخن گفته بود. از آمدن بطالت و بیهودگی؛ از پلیدی های نوروز منحوس و از تعطیل شدن تمامی مظاهر زندگی از جمله اقتصاد و آموزش و چیزهایی از این دست.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۵۰ - ۰ نظر نوروز را دوست دارم ادامه »

تاریخگری چیست؟

برگزاری «همایش تاریخ­ پژوهی و مطالعات میان­ رشته ­ای» و خواندن برخی گزارش ها و نقد و نظرها درباره­ ی این همایش، انگیزه­ ی نوشتن این سطور است. در این سطور می خواهم فهم خود درباره­ ی تاریخگری را بیان کنم. مدعای اساسی من در این نوشتار این است که تاریخ، بدون نیاز به رشته­ های دیگر علمی دانشی مستقل و خود بسنده است و البته استفاده از نظریات و دست آوردهای دانش­ های دیگر دانش تاریخ و تاریخگران را توانمندتر خواهد کرد و بر تاریخگران است که از امکاناتی که در عرصه ­ی مطالعات میان­ رشته­ ای دراختیارشان قرار دارد چشم نپوشند؛ ولی پیش از آن، باید سرشت تاریخگری را بشناسند و درباره­ ی ارزش علمی مستقل آن به فهم کاملی دست یابند.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۳٩ - ۰ نظر تاریخگری چیست؟ ادامه »

چرا نمی توانم بنویسم؟

دیرگاهی است از نوشتن، این نخستین عشق راستین زندگیم فاصله گرفته­ام. ریشه­ های آن را خوب می­دانم. ریشه­ هایش به حدود سه سال قبل برمی­گردد. روزگاری که دیگ سینه از نهفتن حرف­ های بسیاری جوش می­زد و راهی به گفتن و نوشتنش نبود. روزگاری که حرف­ های دلت را نمی ­توانستی برزبان بیاوری و جز آن هم هرچه می­ نوشتی بی ­ربط بود و همین بود که هربار که دست به قلم می ­بردم بنویسم، همه چیز نیمه کاره رها می­­ شد و برمی­ گشتم سر خانه­ ی اول یعنی ننوشتن.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۰۸ - ۰ نظر چرا نمی توانم بنویسم؟ ادامه »

روز معلم و بازخوانی چند خاطره

دیروز روز معلم بود. من هم از روزی که خودم را شناختم و به­یاد می­آورم در کلاس درس بوده­ام. معلمان بسیار داشته­ام، از پدر و مادرم که نخستین معلمان زندگیم بودندتا معلم پایه­ ی نخست دبستان که نامش فرشته­ ی سخندان بود و فرشته­ ای بود و باید برایش بگویم: هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود. معلمان خوبی چون او و معلمانی که یگانه ابزارشان برای تعلیم و تربیت چوب تر بود و خشونت و خشونت. به لطف همین معلمان بود که از برخی درس­ها از جمله ریاضی برای همیشه بیزار شدم. به لطف همان­ها بود که در سال­ های دوران دبستان، از مدرسه فرار می­ کردم و می ­رفتم دنبال بازی و شیطنت. با همان معلمان بود که راه و رسم زندگی آموختم، بالیدم و خود جامه­ ی معلمی در بر کردم. در این پست قصد دارم برخی خاطرات دوران تحصیل و تدریس را مرور کنم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۶:۵۳ - ۰ نظر روز معلم و بازخوانی چند خاطره ادامه »