گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

یاد یلداهای دور

یلدا چقدر خاطره دارد برای من. یلداهای دور.یلدایی که شب نخستین دیدار و گفتگو با همراه دهه های بعدی زندگیم بود و آغازی بود برای تشکیل یک زندگیی، در مشهد در خانة حجت و الهه. یلداهای دیگری که با این دو سپری کردیم. یلدایی که شب قبلش حجت با موتور آمد و قرار شب بعد را گذاشت برای دور هم جمع شدن با خانواده‌هایی که آن روزها یلداها را با هم می‌گذراندیم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۸:۰۵ - ۰ نظر یاد یلداهای دور ادامه »

دل من و دست تو

شبی که تصادف کردم و دستم شکست، تقریبا تا پاسی از شب گذشته گرفتار بیمارستان و گچ گرفتن دستم بودم. به خانه که برگشتم خواب بودی. صبح روز بعد که بیدار شدی و دستم را آویخته به گردنم دیدی جمله‌ای شاعرانه گفتی. چیزی شبیه به این مضمون که دل من دست تو است؛ ایهامی بود در آن جمله: شاید معنی نزدیکش این بود که دوستت دارم و معنی دورش این بود که دل من هم مثل دست تو شکسته‌ است و از این حادثه متأثرم. آن روزها گذشت و دست من جراحی شد و بعد هم خوب شد.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۸:۰۳ - ۰ نظر دل من و دست تو ادامه »

وصف الحال بی حالی

دفتر این ترم هم به‌پایان آمد. اگر چه حکایت همچنان باقی است، مشتاقی‌ای درکار نیست که وصف الحالی داشته باشد. شاید باید بگویم به‌صد دفتر نشاید گفت وصف‌الحال بی‌حالی! اصلاً ترم خوبی نبود. از خودم راضی نبودم. خسته‌تر و درمانده‌تر از همیشه بودم. تنم را از خانه به دانشگاه و از این کلاس به آن کلاس می‌کشیدم و بعد هم به‌خانه بازمی‌گشتم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۸:۰۰ - ۰ نظر وصف الحال بی حالی ادامه »

جدایی و نقد

نقد یعنی جدا کردن سره از ناسره. این یک تعریف قدمایی از نقد است که شنیده بودم نظر شمس قیس رازی است، ولی هر چه در المعجم گشتم اثری از آثارش نیافتم. از هرکه باشد به نظر تعریف درستی است. چند وقتی است که روی این موضوع یعنی نقد می اندیشم و به ویژه درباره ی شیوه های کاربرد آن در علم تاریخ مطالعه می کنم. یکی دو شب قبل فیلمی را دیدم که این روزها سروصدای بسیاری را بپا کرده و جوایز متعددی را یکی بعد از دیگری درو می کند. فیلم را با موضوع مورد مطالعه ام بسیار نزدیک یافتم و برآن شدم چیزی درباره اش بنویسم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۵۸ - ۰ نظر جدایی و نقد ادامه »

نقد در دانش تاریخ

برای مطلب این عنوان را انتخاب کردم چون با عنوان نقد تاریخی موافق نیستم. دست کم اطمینان دارم معنای شناخته شده و پذیرفته شده ی آن چیزی نیست که ما در ذهن داریم و آن را به معنای نقد در حوزه ی مطالعات تاریخی در نظر گرفته ایم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۵۵ - ۰ نظر نقد در دانش تاریخ ادامه »

نوروز را دوست دارم

دوستی در صفحه ی فیس بوک خود از نوروز سخن گفته بود. از آمدن بطالت و بیهودگی؛ از پلیدی های نوروز منحوس و از تعطیل شدن تمامی مظاهر زندگی از جمله اقتصاد و آموزش و چیزهایی از این دست.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۵۰ - ۰ نظر نوروز را دوست دارم ادامه »

تاریخگری چیست؟

برگزاری «همایش تاریخ­ پژوهی و مطالعات میان­ رشته ­ای» و خواندن برخی گزارش ها و نقد و نظرها درباره­ ی این همایش، انگیزه­ ی نوشتن این سطور است. در این سطور می خواهم فهم خود درباره­ ی تاریخگری را بیان کنم. مدعای اساسی من در این نوشتار این است که تاریخ، بدون نیاز به رشته­ های دیگر علمی دانشی مستقل و خود بسنده است و البته استفاده از نظریات و دست آوردهای دانش­ های دیگر دانش تاریخ و تاریخگران را توانمندتر خواهد کرد و بر تاریخگران است که از امکاناتی که در عرصه ­ی مطالعات میان­ رشته­ ای دراختیارشان قرار دارد چشم نپوشند؛ ولی پیش از آن، باید سرشت تاریخگری را بشناسند و درباره­ ی ارزش علمی مستقل آن به فهم کاملی دست یابند.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰۷:۳٩ - ۰ نظر تاریخگری چیست؟ ادامه »