گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

نوشتن یا ننوشتن، مساله این است!

دوست عزیز و ارجمندم آقای دکتر عبدالرحیم قنوات در وبلاگ خود ماهروز، مطلبی را نوشته‌اند با عنوان نوشتن و ننوشتن. مطلب نقل قولی ست ازعین‌القضاة درباره‌ی نوشتن و ننوشتن. چیزی‌ست که این روزها به آن زیاد فکر می‌کنم و هر بار که می‌خواهم مطلب تازه‌ای را بنویسم آدم ناتویی از درون گریبانم را می‌گیرد و از دلیل و چند و چونش می‌پرسد و دست آخر هم متقاعدم می‌کندکه از خیر نوشتنش بگذرم و به کارهای دیگر بپردازم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۱۰:۱۱ - ۰ نظر نوشتن یا ننوشتن، مساله این است! ادامه »

پیش بینی کولاک

امروز روز آخر هفته‌ای است که با برف و کولاک و حرف و حدیث‌های آن گذشت. از روز دوشنبه همه از کولاکی که روز چهارشنبه خواهد آمد حرف می‌زندند و همه می‌گفتند چهارشنبه به سبب برف و کولاک تعطیل خواهد بود. عصر سه شنبه هم تلفن زنگ خورد و یک پیام صوتی اطلاع داد که فردا مدارس تعطیل است. در طول روز هم تحرک لودرها و ماشین‌های برف‌روب در خیابان‌ها از انتظار وضعی غیر عادی نشان داشت. شب تا حدود ساعت ده شب بیرون بودیم و خبری از برف نبود. ساعت یازده و نیم شب دیدیم که اصلا برفی در کار نیست. البته همه‌ی همسایه‌ها برف پاک کن ماشین‌ها را داده بودند بالا که زیر برف نماند و یخ نزند. من هم تقلید کردم و برف‌پاک‌کن‌های ماشین را دادم بالا، در حالی که تقریبا اطمینان داشتم که پیش‌بینی‌ها غلط از آب در آمده است و برفی نخواهد آمد

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۱۰:۰۷ - ۰ نظر پیش بینی کولاک ادامه »

پایگاه اینترنتی و ضرورت های آن

آخرین پستی که درباره‌ی انجمن تاریخ نوشتم، دوستانم را کمی دلخور کرد و من تصمیم گرفته بودم در این زمینه‌ها دیگر چیزی ننویسم؛ ولی چه می‌شود کرد که اگر گاهی هم خود عادت مرض است و هم ترک آن موجب مرض. اصلا بگذارید کاری با انجمن تاریخ نداشته باشیم و کلی حرف بزنیم. برای همین هم عنوان مطلب را گذاشته‌ام پایگاه اینترنتی و ضرورت‌های آن

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۱۰:۰۵ - ۰ نظر پایگاه اینترنتی و ضرورت های آن ادامه »

Housing Day

امروز صبح، یعنی روز پنجشنبه دهم مارس، بچه‌ها را بردم مدرسه. ماشین را مطابق معمول در یکی از خیابان‌های اطراف رد لاین که پارک کردن در آن آزاد است و محدودیت زمانی هم ندارد پارک کردم و با رد لاین از اشمونت آمدم به هاروارد. به محوطه‌ی دانشگاه که وارد شدم دیدم غوغایی است. دانشجویان زیادی جمع شده بودند. گروه زیادی از آنان در اطراف مجسمه‌ی جان هاروارد بودند. گروهی لباس سبز بر تن داشتند. لباس‌های گروهی دیگر سرخ بود.بوق‌های بزرگی در دست داشتند. مثل همان بوق‌هایی که بعد از بازی‌های فوتبال طرفداران تیم‌های تهرانی در شهر دستشان می‌گیرند و سر مردم را می‌برند. شعار می‌دادند. سرود می‌خواندند. می‌رقصیدند. از یکی پرسیدم چه خبر است. گفت امروز (هاوزینگ دی ) است.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۱۰:۰۴ - ۰ نظر Housing Day ادامه »

در روزهای آخر اسفند

این روزها زمین دارد نفس می‌کشد و بهار کم کم قدم رنجه می‌کند و قدوم مبارک را بر دل‌ها می‌گذارد. هرچند هنوز سرد است، امید بهار این سردی را هم قابل تحمل می‌کند. شوق بهار هست،اماحال و هوای عید نوروز نیست. هیاهو پایان کلاس‌ها؛ تعطیل شدن مدرسه‌ها؛ خانه‌تکانی‌ها؛ خیابان‌های شلوغ و مملو از جمعیتی که در تدارک سور و سات نوروز به خیابان آمده‌اند. شتاب‌های اسفندی این‌جا نیست؛تلاش برای انجام دادن کارهای عقب افتاده و ناتمام. یاد دوران کودکی می‌افتم. این روزها دلم غنج می‌زد برای شنیدن خبر تعطیلی مدرسه‌ها و آغاز تعطیلات عید. انکار نمی‌کنم که از همان سر سفره‌ی هفت سین و از همان شلیک توپ سال تحویل، شمارش معکوس شروع دوباره‌ي مدرسه‌ها آغاز می‌شد و هول آن در جانم بود و هر چه نزدیک‌تر می‌شدیم به سیزدهم اسفند، این هول بیش‌تر می‌شد و باعث می‌شد سیزده اسفند به دور از تمام خرافات، واقعا روز نحسی باشد. همان‌طور که از او اول اسفند سال را تمام شده می‌گرفتیم و شمارش معکوس شروع سال نو را آغاز می‌کردیم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۱۰:۰۱ - ۰ نظر در روزهای آخر اسفند ادامه »

نوشتن میان دو سال کهنه و نو

حالا شروع می‌کنم به نوشتن که یک ساعت به شروع سال نو مانده است، شاید مثل قدیم‌ها که فکر می‌کردیم در موقع تحویل سال هر کجا و مشغول انجام هر کاری باشیم، تمام سال را درگیر همان‌کار خواهیم بود، تمام سال مشغول نوشتن باشم. این حرف اگر چه نادرست اما بسیار دلچسب است. دست کم انگیزه‌ای است برای این‌که در آستانه‌ی نو شدن سال مثلاً خواب نباشیم و یا عصبانی نشویم و غضبناک نباشیم. انگیزه‌ای است برای این‌که برویم سراغ یک کار خوب در لحظه‌های خوب. لحظه‌های خوبی که همه کنار عزیزان و یا به‌ یاد عزیزانند و در کنار سفره‌ی هفت سین بهترین دعاها و آرزوهایشان را نثار هم می‌کنند. دل‌ها را با هم صاف می‌کنند و برای هم خوبی و خیر می‌خواهند.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰٩:۵٩ - ۰ نظر نوشتن میان دو سال کهنه و نو ادامه »

پژوهش و امانت داری

امروز یکی از دانشجویانم یادداشتی برایم فرستاد و در آن به مطلبی اشاره کرد که در وبلاگ دانشمند گرانقدر جناب آقای رسول جعفریان منتشر شده است. نام مطلب آقای جعفریان چنین است: «علامه مجلسی و تطبیق دو روایت بر ظهور دولت صفویه». با خواندن متن مقاله با نظر دانشجویم همداستان شدم که این نوشته بخشی است از متنی که من در کتابم با عنوان مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی نوشته‌ام.

۱۳٩۴/۰۲/۱۵ ساعت ۰٩:۵۷ - ۰ نظر پژوهش و امانت داری ادامه »