گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

الهام

۱۳۸۶/۰۸/۲۴ ساعت ۱٩:۵۵ - ۲ نظر الهام ادامه »

اعتنا

۱۳۸۶/۰۸/۲۳ ساعت ۰٩:۲۴ - ۱ نظر اعتنا ادامه »

درباره‌ی زندگی و شعر مردی که خلاصه‌ی خود بود

سال 1360 به حوزه‌ی اندیشه و هنر اسلامی وارد شدم. در آن روزها حوزه حلقه‌ای بود با دو نگین: قیصر امین پور و سید حسن حسینی. دوستان دیگری هم بودند. ساعد باقری، سهیل محمودی محمد رضا محمدی نیکو و خانم فاطمه‌ی راکعی. جلسه را حسین اسرافیلی اداره می‌کرد؛ پرویز بیگی حبیب آبادی هم بود که آن روزها با شعر «یاران چه غریبانه» نامش بر سر زبان‌ها افتاده بود و سلمان هراتی که همیشه پر بود از شعر و کوله باری از شعرهای تازه؛ ولی آن دو نفر در آن حلقه درخششی دیگرگونه داشتند.

۱۳۸۶/۰۸/۲۳ ساعت ۰٩:۱۳ - ۳ نظر درباره‌ی زندگی و شعر مردی که خلاصه‌ی خود بود ادامه »

آرش

۱۳۸۶/۰۸/۲۰ ساعت ۰۷:۴۳ - ۲ نظر آرش ادامه »

شاید چند شعر

ذهنم خیلی ملتهب است. چند ماهی است باز برگشته‌ام سراغ شعر خواندن و شعر گفتن. حس می‌کنم چیزی دارد ذهنم را زیر و رو می‌کند. نمی‌دانم همه چیز دارد خراب می‌شود یا چیزی ممکن است ساخته شود. لحظه‌ای از غزل فرار می‌کنم و چند لحظه بعد فکر می‌کنم تجربه‌هایم را در غزل گفتن نباید دور بیاندازم. زمانی استاد نازنینم دکتر اشرف زاده به من می‌گفت یک غزل‌سرای خوب بهتر از یک نوپرداز متوسط است. بگذریم که برای من حکم یاسین را داشت و نه نو پرداز شدم و نه غزل‌سرا! این روزها اضطراب عجیبی دارم؛ از حس ویرانی پرم؛ دغدغه های شاعری به دلم چنگ می‌زند. چیزهایی می‌گویم و اصلا نمی‌دانم چقدر شعر است و اصلا چیست. چند تایشان را می‌نویسم، بدون اینکه به این نوشته‌ها اعتقادی داشته باشم:

۱۳۸۶/۰۸/۱۵ ساعت ۲۱:۱۰ - ۶ نظر شاید چند شعر ادامه »

نکته‌ای انتقادی در تاریخ بیهقی

۱۳۸۶/۰۸/۱۳ ساعت ۱۷:۳۰ - ۰ نظر نکته‌ای انتقادی در تاریخ بیهقی ادامه »

چند بیت در سوگ دکتر قیصر امین پور

۱۳۸۶/۰۸/۱۰ ساعت ۰۰:۰۸ - ۰ نظر چند بیت در سوگ دکتر قیصر امین پور ادامه »