گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

گزارش یک رویداد

استاد دکتر عبدالحسین زرین کوب

دوست فرهیخته ام دکتر معصومعلی پنجه در پستی در فیسبوک خود نوشته اند: «یکی دو دهه است پژوهش در "تاریخ تشیع در ایران" رونق گرفته و پایان نامه ها و کتاب های بسیاری- فارغ از کیفیت آن- در این زمینه نگاشته شده است، جای آن دارد که "تاریخ تسنن در ایران" هم بویژه در دوران پسا مغول و علی الخصوص پسا صفویه کاویده شود! یاد دارم یک دهه پیش استادم دکتر محمدعلی کاظم بیگی دانشجویی را که اصرار داشت درباره تاریخ تشیع در مازندران سده های نخست اسلامی مطالعه کند، تشویق کرد که به "تاریخ تسنن در مازندران" همان دوره بپردازد.» به بهانه این نوشتار، برایتان از رویدادی مرتبط با این موضوع می نویسم که امیدوارم پیشتر به آن اشاره نکرده باشم.

۱۳٩۴/۰٩/۱۱ ساعت ۰۷:۰۵ - ۴ نظر گزارش یک رویداد ادامه »

کوچه

شاید کوچه ای شبیه این!

تازگی ها دوباره شروع کرده ام به شعر گفتن. چند غزل گفته ام. یکی از آنها را که یک غزل-ترانه است اینجا می نویسم تا پس از مدت ها رنگ و روی این صفحه عوض شود.

۱۳٩۴/۰٩/۰۴ ساعت ۱٩:۴۴ - ۲ نظر کوچه ادامه »

در کلاس درس

در جشن دانش آموختگی دانشجویانم

از اولین باری که به عنوان معلم به کلاس درس رفتم٬ یعنی تابستان سال ۱۳۵۹ سی و پنج سال می گذرد. از اولین حضورم هم در یک کلاس درس دانشگاه٬ یعنی مهرماه سال ۱۳۶۷ هم تقریبا بیست و هفت سال سپری شده است. هر جا که برای تدریس وارد شدم٬ چه وقتی که سال اول دبیرستان بودم و به عنوان معلم جهادگر به روستای آفرین در اطرفت تهران رفتم٬ چه زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم و برای تدریس به دانشگاه آزاد تربت حیدریه رفتم و چه وقتی بعد از دفاع از پایان نامه دکترا٬ کار خود را در گروه تاریخ دانشگاه الزهراء آغاز کردم٬ کسی نپرسید که چه دوره یا کلاس آموزشی را برای یادگیری مهارت ها و دانش تدریس٬ یا روش های تدریس تاریخ طی کرده ام.

۱۳٩۴/۰۴/۰۸ ساعت ۰٩:۲۳ - ۲ نظر در کلاس درس ادامه »

یک شعر

شاعری که آن را در خانه زندانی کرده ام٬ شعر تازه ای سروده است. آن را برایتان می نویسم.

۱۳٩۴/۰۴/۰۳ ساعت ۱۶:۳۲ - ۱ نظر یک شعر ادامه »

چرا پژوهشگر تاریخ قرون میانه شدم؟

چنگیز خان مغول

همین جوری٬ وقتی شروع کردم به خواندن تاریخ٬ رفتم سراغ صفویه. شروع کردم به جمع کردن منابع دوران صفویه و خواندن بیشتر و بیشتر درباره این دوره از تاریخ ایران. بعد که دانشجوی کارشناسی ارشد شدم در دانشگاه مشهد٬ شاید به این دلیل که استادی که مدعی تدریس این دوره از تاریخ ایران باشد در گروه تاریخ دانشگاه مشهد نبود و شاید ته دل به این هوا که شاید روزی توانستم در مشهد صفویه درس بدهم این دوره را جدی تر گرفتم و درست بعد از تمام شدن درسم هم شروع کردم به تدریس این دوره در همان گروه و دانشگاه! بعد هم به سبب کشاکش های گوناگون در گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس برای انتخاب تز دوران دکترا٬ سرانجام رانده شدم به دوران تیموری. بعد هم در دانشگاه الزهراء٬ مغول درس دادم و خوارزمشاهی و غوری و البته صفویه.

۱۳٩۴/۰۳/۲۲ ساعت ۱۷:۲۰ - ۳ نظر چرا پژوهشگر تاریخ قرون میانه شدم؟ ادامه »

چرا شاهنامه می خوانیم؟

شاهنامه خوانی در بوستون

نزدیک دو سال است که در بوستون، به همت دوست گرانقدرم، جناب آقای مهندس بروجردی گروهی به نام شاهنامه خوانی در بوستون فعالیت خود را آغاز کرده است و هر ماه در نشستی سه ساعته به مطالعه شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی و تلاش برای فهم معانی واژگان و ابیات و مفاهیم تاریخی و ادبی آن می پردازیم. در ابتدای کار به مطالعه داستان هایی از شاهنامه بر اساس گزیده هایی که در دسترس بود پرداختیم و پس از مدتی تصحیح دکتر خالقی مطلق را اساس قرار دادیم و مدتی است که داستان به مطالعه داستان بیژن و منیژه سرگرمیم. این نشست ها در آخرین یکشنبه هر ماه برگزار میشود. دیروز روز جهانی بزرگداشت شاهنامه بود و من این یادداشت را به احترام دوستان شاهنامه خوانم در این نشست ها می نویسم.

۱۳٩۴/۰۲/۲۶ ساعت ۱۷:۵۷ - ۲ نظر چرا شاهنامه می خوانیم؟ ادامه »

رهایی از غبار

گاهی دلت، تنت و جانت زیر خروارها خروار غبار مدفون می شود. زنده ای، ولی در دل به زندگان نمی مانی. تن و جانت حرف هم را نمی خوانند و هر دو حرف دلت را. راهی به پیش نداری، پس به گذشته برمی گردی و خود را در برهوت یا جبروت آن پنهان می کنی.

۱۳٩۴/۰۲/۱۶ ساعت ۲۱:۵۵ - ۱ نظر رهایی از غبار ادامه »