گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

یادی از منزوی بزرگ به بهانه ی زاد روز او

اول مهر زادروز حسین منزوی است، کسی که امروزه به­عنوان یکی از قله­ های غزل در زبان پارسی شناخته شده است. دوستدارانش به او القاب مختلفی داده­اند، همچون ماه غزل ایران و یا پدر غزل نئوکلاسیک ایران. دوران دبیرستان را می­گذراندم که نخستین بار با غزل او و مجموعه­ ی «حنجره­ی زخمی تغزل» آشنا شدم. غزل­های او را بیش از هر شاعر دیگری در زبان فارسی زمزمه کرده­ ام و در حافظه­ دارم.

۱۳٩۴/۰۲/۱۴ ساعت ۲۰:۱۲ - ۰ نظر یادی از منزوی بزرگ به بهانه ی زاد روز او ادامه »

امید

مجموعه­ ی تلویزیونی مسافران را که سال­ها قبل در ایران پخش می­شد دوست داشتم. واقعیت زندگی روزمره­ ی ما، وقتی در قالب گزارش­ های پایانی هر قسمت، برای کنفدراسیون کهکشان راه شیری فرستاده می­شد، با سادگی هر چه تمام­تر، واقعیت­ های ساده و شگفت­ انگیز زندگی ما را یادآوری می­کرد. در پایان قسمت بیست و هشتم مسافران، در گزارش بهرام، درباره­ ی کارکرد امید در میان مردم زمین نکته­ های مهمی آمده است. این نکته­ ها که واقعیت زندگی ماست، شیرین و شنیدنی و در عین حال، هولناک است. قسمتی از آن گزارش را در زیر می­خوانید. این توصیف، کلید درک علت اصلی بسیاری از شجاعت­ های ماست، شجاعت­ هایی :که با هیچ عقل سلیمی جور در نمی­آید، ولی مرتکب می­شویم و خیلی وقت­ها هم جواب می­دهد. این قسمت نوشته­ ی پیمان قاسم خانی است

۱۳٩۴/۰۲/۱۴ ساعت ۱٩:۵٩ - ۰ نظر امید ادامه »

نوشانوش

شوکرانی نطلبیده

یا دق­زهری خودخواسته

هر چه هست،

غرقت می کند در

اقیانوس کابوس

۱۳٩۴/۰۲/۱۴ ساعت ۱٩:۴۴ - ۰ نظر نوشانوش ادامه »

کشیدۀ آبدار

دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی بودم. اول سال بود. صبح ها تا ساعت دوازده به مدرسه می رفتم و بعدازظهرها هماز ساعت دو تا چهار.درکلاس ساعت دو عصر بودمکه معلمی برای نخستین بار به کلاس آمد. نامش را که خوب به خاطر دارم نمی نویسم. به یاد ندارم چند دقیقه از زمان کلاس سپری شده بودکهصدای مهیبی در کلاس پیچید. هنوز هم در پس سال ها آن صدای هول آور را می شنوم. شاید یکی از بچه های ردیف اول کلاس بود. کشیدۀ آبدار معلم درست و حسابی چسبیده بود و احتمالا خودش کلی از آن لذت برده بود. به زعم او شاید، گربۀ شیطنت بچه ها، دم حجلۀ کلاس، در نخستین دقایق کشته شده بود. به زعم من، آن گربه سال هاست زنده است و بر صورت روح و روان بسیاری از ما که در آن کلاس و کلاس ها بوده ایم پنجه می زند و آزارمان می دهد.

۱۳٩۴/۰۲/۱۴ ساعت ۱٩:۳۵ - ۰ نظر کشیدۀ آبدار ادامه »

قصه گردی

چند شعر می نویسم. تازه نیست، اما شاید برای شکستن سکوت بد نباشد.

۱۳٩۴/۰۲/۱۴ ساعت ۱٩:۲۴ - ۰ نظر قصه گردی ادامه »

Syllabus

عنوان این پست را به انگلیسی نوشتم، چراکه در فارسی واژه های متعددی با آن برابر دانسته می شود: شرح درس، طرح درس، سرفصل درس و شاید واژگان دیگری که من از آن بی خبرم. در تمام دوران تحصیلم در رشتۀ تاریخ، هیچ استادی در آغاز هیچ کلاسی طرح درس در اختیار دانشجویان کلاس نگذاشت. در برنامۀ درسی وزارت علوم، یک صفحه به عنوان طرح درس آمده بود که توضیح بسیار مختصر و دست و پا شکسته ای دربارۀ درس بود. در برخی موارد، فهرست یک کتاب مرتبط با عنوان درس رونویسی شده بود. برای مثال در مقطع کارشناسی یک درس اختیاری داشتیم به نام تاریخ اجتماعی هنر و ادبیات. شرح درس آن، کپی صفحۀ نخست فهرست مطالب کتابی بود به همین نام. البته آن فهرست دو صفحه داشت و متصدی مربوطه تنها صفحۀ نخست را که با یک جملۀ ناتمام پایان می یافت کپی کرده بود. بنابر این، همان صفحه هم ناقص بود و نمی شد از آن چیزی فهمید.بعدها البته شوراهای تخصصی رشتۀ تاریخ در وزارت علوم این طرح درس ها را اصلاح کرد و شکل آبرومندتری به آن داد. بااین حال هنوز کامل نبود و اطلاعاتی کلی دربارۀ درس به استاد ارائه می کرد.

۱۳٩۴/۰۲/۱۴ ساعت ۱٩:۱۸ - ۰ نظر Syllabus ادامه »

به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد!

پس از چندگاهی که این صفحه از دسترس خارج شده بود، موفق شدم دوباره آن را بازگردانم. در حقیقت چیزی نمانده بود که به طور کامل از میان برود. اگر نبود آشنایی من با دوست ارجمند آقای کیان گرجی، همه چیز از دست رفته بود. کیان از بخشی از بانک اطلاعاتی سایت (همین پست هایی که وجود دارد) نسخه پشتیبان تهیه کرده بود. همین کار بسیاری از نوشته ها را از نابودی کامل نجات داد. برای بازگرداندن دوباره وبسایت نیز تلاش بسیاری کرد. تلاش هایش را ارج می نهم و او را سپاس می گویم.

۱۳٩۴/۰۲/۰۴ ساعت ۱۴:۳۶ - ۶ نظر به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد! ادامه »