تحلیل انتقادی گفتمان و مطالعات تاریخی
گروه تاریخ دانشگاه الزهراء، از مهر ماه سال جاری، با هدف توانمند سازی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به برگزای سخنرانیهایی به صورت ماهانه اقدام کرده است. اولین مجموعه از این سخنرانیها وحدت موضوعی دارد و پیرامون موضوع تحلیل گفتمان و مطالعات تاریخی سامان یافتهاست. اولین سخنران این مجموعه دکتر حسینعلی نوذری بود که دربارهی رویکرد پسامدرن در مطالعات تاریخی صحبت گرد و در آن بحث بر ظهور نظریهی تحلیل گفتمان تأکید کرد. دومین سخنران دکتر علیاصغر سلطانی بود و در بارهی تحلیل گفتمان و مطالعات تاریخی سخن راند. دکتر سلطانی زبانشناس است و بر موضوع تحلیل گفتمان با رویکرد سیاسی تأکید دارد. در بخش پیوندهای همین سایت به وبلاگ شخصی او لینک داده شده است. او در وبلاگ خود نیز پستی را با عنوان تحلیل گفتمان و مطالعات تاریخی به این موضوع اختصاص داده است. یکی از دانشجویان پر تلاش کارشناسی ارشد گروه، خانم زهرا کشاورز قاسمی سخنرانی را ضبط کرده و بر آن اساس گزارشی از سخنرانی دکتر سلطانی را فراهم آوردهاند. ممکن است این گزارش به صورت کامل انعکاس دهندهی سخنرانی یاد شده نباشد، ولی میتواند مخاطبان خود را در جریان مطالب اساسی مطرح شده در این جلسه قرار دهد. به همین دلیل ، ضمن تشکر از خانم کشاورز برای زحمتی که کشیدهاند، آن متن را در زیر تقدیم میکنم:
۱۳۸۷/۰٩/۰۱ ساعت ۱۴:۲٩ - ۵ نظر
تحلیل انتقادی گفتمان و مطالعات تاریخی ادامه »
پرسشی که پاسخی برای آن نمییابم
همیشه چنین باور داشتهام که دانشجویان گروه تاریخ دانشگاه الزهراء در همسنجی با دانشجویان دانشگاههای دیگری چون فردوسی مشهد و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و همچنین گروههای فرهنگ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه الزهراء و دانشگاه تهران و نیز دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ویژگیهای منحصر به فردی دارند. شاید سخت کوشی و تواضع و بیادعایی مهمترین وجوه مثبت آنان باشد که دوستان و همکاران مختلف من بارها بر آن تأکید داشتهاند. از دو ماه پیش که با گروه ارتباط جدیتری دارم و میکوشم فضاهای فعالیت جدیدی را در گروه بهوجود آورم با ویژگی دیگری مواجه شدم که پیشتر با آن بدین شکل روبهرو نشده بودم: انفعال دانشجویان.
۱۳۸۷/۰۸/۳۰
ساعت
۱۴:۱۸
-
٩
نظر
پرسشی که پاسخی برای آن نمییابم
ادامه »
بار دیگر کلاس و درس و امتحان
از سالهایی که آخرین امتحانهای دانشگاه را گذراندم، سالهای زیادی میگذرد. شاید سالهای ۷۴ یا ۷۵ بود که امتحان جامع دکترا را دادم و دیگر پس از آن هرگز در سر جلسهی هیچ امتحانی ننشستم. کلاسهای طراحی وب را هم که میرفتم، امتحانی در کار نبود. کاملاً فراموش کرده بودم که امتحان و اضطراب امتحان چیست. البته در همان سالهای دانشجویی، خصوصاً دوران کارشناسی، هیچوقت برای شرکت در هیچ جلسهی امتحانی اضطراب نداشتم و همه چیز باریم خیلی عادی و معمولی بود؛ ولی در امتحانهای کارشناسی ارشد و دکترا به هر حال حساسیت و نگرانی وجود داشت. دیروز بعد از سالها باز نشستم و امتحان دادم.
۱۳۸۷/۰۸/۲۱
ساعت
۱۸:۵۱
-
۵
نظر
بار دیگر کلاس و درس و امتحان
ادامه »
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
بعد از سفر کانادا، یک مسافرت چند روزهی کوچک هم رفتم. در آخرین فرصتها برای استفاده از تعطیلات تابستانی و پیش از آنکه در سیاهچالهی گروه گرفتار شوم، دو سه روز خوش داشتم، آن هم رفتن به بابلسر بود با بچهها. البته آنجا هم کمرم گرفت و درد شدید کمر، آزارم داد. در بابلسر میهمان دوست عزیز مهربانم جناب آقای دکتر غلامرضا پیروز بودیم. پیروز عضو گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران است و چهار سال است که ریاست دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی را بر عهده دارد.
۱۳۸۷/۰۷/۲۶
ساعت
۱٩:۵۱
-
۳
نظر
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
ادامه »
نوشتههای بیمخاطب
بههمراه دوست ارجمند و عزیزم جناب آقای دکتر رحمانیان به سمت ونک میرفتیم یا میآمدیم! صحبت از افت کیفی مقالات مجلات علمی پژوهشی بود. او دست اندر کار انتشار مجلهی تخصصی گروه تاریخ دانشگاه تهران است و درصدد است آن را به یک مجلهی علمی پژوهشی تبدیل کند. راستی این سؤال مهمی است: چرا مجلات علمی پژوهشی ما با وجود داشتن متقاضی بسیار برای چاپ و انتشار مقاله و داشتن صف انتظاری که گاهی به یکی دو سال هم پایان نمیپذیرد، باز هم حاصلش چنانکه انتظار میرود مطلوب نیست؟
۱۳۸۷/۰۷/۲۱
ساعت
۲۱:۴۰
-
۵
نظر
نوشتههای بیمخاطب
ادامه »
از روزهای ننوشتن
این روزها بیش از همیشه مینویسم، ولی در حقیقت نمینویسم، یا چیری نمینویسم که خواندن داشته باشد. راستش چیزهایی نمینویسم که نوشتنشان را دوست داشته باشم و دلم با آن نوشتهها باشد. برای همین است که این روزها را روزهای ننوشتن مینامم
۱۳۸۷/۰۷/۱۳
ساعت
۱۵:۵۸
-
۵
نظر
از روزهای ننوشتن
ادامه »
آفت بزرگ و راههای مبارزه با آن
شک نکیند که تقلب یکی از آفات بزرگ امروزین جامعهی علمی ایران است. از دبیرستان گرفته تا کنکور؛ از دانشجو گرفته تا استاد. از تکلیف یک درس دو واحدی گرفته تا نوشتن فلان مقالهی علمی و کتاب دانشگاهی. این آفت وجود دارد و نباید آن را نادیده گرفت. به گستردگی و ژرفای نفوذش نمیپردازم که نه قابل اندازهگیری است و نه قابل اثبات. همینقدر میدانم که وجود دارد و ابعادی بسیار نگران کننده یافته است.
۱۳۸۷/۰۶/۲۴
ساعت
۱۷:۲۳
-
۱
نظر
آفت بزرگ و راههای مبارزه با آن
ادامه »