ديروز در دانشكدهي الهيات دانشگاه تهران و گروه تاريخ تمدن ملل اسلامي نشستي برگزار شد كه مناسبت آن بررسي طرحنامهي دكتراي آقاي گوهري بود. اين نشستها را عموماً جلسه دفاع از پروپوزال مينامند و در اين مورد همين جلسه، حكم امتحان جامع دانشجو را هم داشت. در پايان نمرهاي داده شد و دانشجو مرحلهي پژوهشي تحصيل خود ريا رساله نويسي را آغاز كرد. عنوان كار زمانه و كارنامهي ملا حسين واعظ كاشفي سبزواري بود و همان اولين باري كه اين عنوان را شنيدم كتاب مريلين والدمن دربارهي بيهقي را بهيادم آورد كه به فارسي با عنوان زندگي، زمانه و كارنامهي بيهقي ترجمه شده است. دوست عزيز و ارجمندم جناب آقاي دكتر كاظم بيگي راهنمايي رساله را بر عهده داشت و آقاي دكتر جمال موسوي و آقاي دكتر عبدالرحيم قنوات مشاورهي كار را بر عهده داشتند. [ادامه...]
براي اينكه اين وبگاه نشاني هم از نوشتههاي پراكندهام داشته باشد و اين نوشتهها در جايي ثبت و ضبط شود و قابل بازيابي باشد، دو نوشته را كه پيشتر در قالب يك مقاله و يك سر مقاله انتشار يافته است در اينجا ميآورم:
۱) مقاله استاد شادروان «دكتر عبدالهادي حائري» كه در دانشنامه جهان اسلام انتشار يافته و متن اينترنتي آن هم روي وبگاه بنياد دئرةالمعارف اسلامي قرار گرفته است.
۲) مقاله «تاريخ و رسانه» كه به صورت سر مقالهاي در يكي از شمارههاي كتاب ماه تاريخ و جغرافيا انتشار يافت و آن را بهصورت پستي در وبگاه حلقه كاتبان (وبلاگ نجوا) قرار دادم.
پريروز، صبح زود و در هنگام صبحانه خوردن، برنامهاي را ميديدم كه دربارهي فريدون مشيري و شعرهايش تهيه شده بود و ظاهرا گزارش مراسم بزرگداشتي بود براي مشيري در خارج از كشور. حرفهاي سخنران چندان بيراه نبود، هر چند شعرهاي مشيري را درست نميخواند و حرفهايش بسيار رمانتيكتر از شعرهاي مشيري بود. از شعر كوچه مشيري ميگفت و گفتهي او دربارهي اين شعر را نقل ميكرد كه گفته بود سه نسل از جوانان كشور من با اين شعر زندگي (و من اضافه ميكنم)عاشقي كردهاند.
[ادامه...]
برخي دوستان در بخش نظرات، سؤالاتي را مطرح ميكنند، راهنمايي ميخواهند و دربارهي مسائل مختلف رايجويي ميكنند. برخي از آنان خواستهاند پستي را به پاسخ پرسشهايشان اختصاص دهم. اينكه در پاسخ هر پرسشي كه غالباً هم كوتاه و شايد يك جملهاي است پستي را بنويسم پسندیده نیست. اين پاسخ ها در بخش نظرات هم نميتواند قرار گيرد. از اين دوستان خواهش ميكنم از طريق يكي از ايميلهاي من كه در بخش تماس سايت قرار داده شده است به من ايميل بزنند و پاسخ خود را دريافت كنند و اگر كمكي از دستم برآمد دريغ نخواهم كرد. ضمناً بخش تماس سايت فعال نيست و تنها ميتوان از آن براي يافتن آدرس ايميل من استفاده كرد.
شعرهايي نوشتهام. بخوانيد و نظر بدهيد [ادامه...]
روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه بيست و پنجم و بيست و ششم آذر ماه، يعني همين ماهي كه در شرف بهپايان رساندن آنيم، در كتابخانهي كلي سميناري برگزار شد كه شما نامش را بر عنوان اين نوشته ميبينيد. انجمن زنان پژوهشگر تاريخ كه يك دهه از بنياد يافتن آن سپري ميشود سلسله سمينارهايي را در اين زمينه برگزار كرده كه سمينار اخير چهارمين آن سمينارها بهشمار ميآيد. سركاران خانمها دكتر شيرين بياني، دكتر منصورهي اتحاديه و دكتر شهلا بختياري دبيري علمي سه همايش پيشين را بر عهده داشتند و دبيري علمي اين آخرين هم بر عهدهي همكار ارجمند و گرانقدرم سركار خانم دكتر احمدي بود.
[ادامه...]
گاهي آدم در جلسهاي نشسته است و نكتهي جالب توجهي مطرح ميشود و بد نيست كه ثبت شود. خود اين گونه نوشتهها ميتواند گونهاي يادداشت باشد كه من اسمش را گذاشتهام حواشيالمجالس. البته نام عربي نتراشيده و نخراشيدهاي ست و شايد عنوان «در حاشيهي نشستها» بهتر باشد. به هر حال امروز در نشست هيأت تحريريهي مجلهي علوم انساني دانشگاه الزهراء موضوعي مطرح شد كه من هم براي اينكه از سررفتگي حوصله نجات يابم آن را فيالمجلس قلمي كردم.
مقالهاي رسيده بود و قرار شد براي اطلاع از چند و چون آن چكيدهاش در جلسه خوانده شود. چكيدهي مقاله با اين عبارت آغاز ميشد كه «به همين دلايل...»، بدون اينكه مقدمهاي آورده شود و دليل يا دلايلي در كار باشد! يادحرفهاي هفتهي پيش خودم افتادم كه به بچهها گفته بودم وقتي كسي با علم منطق آشنا نباشد ، طريق انديشيدن نميداند و از هر ده بنابر اين، به همين دليل و بدين ترتيبي كه بهكار ميبرد، نه مورد آن بيوجه و بيدليل و بيترتيب است. شاهدش از غيب رسيد و ميتوانم اين شاهد را پيوست كنم به حرفهايي كه در كلاس زدهام. بنا بر اين...