گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی گاه‌نوشته‌های تاریخی و ادبی
تورا من چشم در راهم

خانه‌ي مادری

از محل کار که برمی‌گردم، دوست دارم سری بزنم به خانه‌ی مادرم. خانه‌ای که حالا باید خانه‌ي مادری بناممش. راهم را کج کنم که بروم خانه‌ی مادر. زمستان است. سرد است. سرما خورده‌ام. سردم است. زنگ نمی‌زنم. می‌روم. هر جا رفته باشد پیدایش می‌شود. هست. در را باز می‌کند. می‌روم به اتاقی که بخاری دارد. مستقیم می‌روم کنار بخاری گازی.

۱۳٩۷/۱۰/۲٩ ساعت ۱٩:۲۳ - ۰ نظر خانه‌ي مادری ادامه »

مهاجرت: آغاز سفر

وعده داده بودم درباره‌ی مهاجرت بنویسم. پدیده‌ی شگفت انگیزی است. از زادگاه خود جدا می‌شوی و تصمیم می‌گیری در جای دیگری جز زادگاهت، در میان کسانی جز همزبانانت و در فضای فرهنگی دیگری جز آنچه در آن رشد کرده‌ای زندگی کنی و نفس بکشی. شاید وقتی آغاز می‌کنی ژرفای آن برایت روشن نباشد. به رفتن فکر می‌کنی. به تجربه کردن تن می‌سپاری و دیدن و دیدن و دیدن. آغازش بسیار جذاب است. دنیای نو، دیدنی‌های نو، تجربه‌های نو، آدم‌های نو، زبان نو و خیلی چیزهای نوی دیگر. بسیاری وقت‌ها شروع مهاجرت، اگر غیر معمول نباشد، بسیار هیجان انگیز است.

۱۳٩۷/۱۰/۲۸ ساعت ۲۰:۰۶ - ۰ نظر مهاجرت: آغاز سفر ادامه »

پادکست

یکی ازکارهای جدی ماه‌های گذشته درزندگی من گوش کردن به پادکست بوده‌است. با پادکست شگفت انگیز علی بندری شروع شد و ادامه پیدا کرد با رادیوچهرازی، رادیو صدای زمین، رادیو دیو،رادیو دال، رادیو مرز، رادیو شهرزاد، رادیو بندر تهران،رادیو آفساید، رادیو عجایب، رادیو جولان،ناوکست، چکش، صداهای عامه پسند، کرون، فردوسی‌خوانی، تا مجله‌ی شنیداری سماک (سلام ما به ادبیات کاربردی) که دکتر فرشید سادات شریفی در مونترال کانادا تولید می‌کند. بسیاری از این پادکست‌ها را می‌توان در وبسایت ناملیک یافت. بسیاری دیگر را هم در فیدهای پادکست گیر مثل (Podcast) آیفون یافت. در تلگرام هم اگر عضو کانال تهران پادکست باشید، فایل برخی پادکست‌ها را می‌گذارد. همین امروز من از این کانال به یکی از قسمت‌های پادکست«بهترین خودت شو!» را شنیدم که مصاحبه‌ای بود با شاهین کلانتری.

۱۳٩۷/۱۰/۲۶ ساعت ۱۵:۴۸ - ۰ نظر پادکست ادامه »

یول

امروز فیلم یول رو دیدم، شاهکار یولماز گونی فیلمساز ترک. داستان چند زندانی که با هم به مرخصی فرستاده می‌شوند و بیرون زندان سرنوشتی در انتظار هر یک از آنهاست. مکان رویدادها کشور ترکیه است و داستان بیشتر در جامعه‌ی کرد جریان دارد.

۱۳٩۷/۱۰/۲۵ ساعت ۲۱:۰۷ - ۰ نظر یول ادامه »

آغاز دوباره

می‌خواهم بنویسم. برای اینکه به نوشتن نیاز دارم. به زندگی کردن با واژه‌ها. برای کسی که دور از زادگاه، زبان مادری و همزبانانش زندگی می‌کند این خطر که شوق و توان نوشتن به زبان مادری را از دست دهد خطری بسیار جدی است.

۱۳٩۷/۱۰/۲۴ ساعت ۲۰:۵۶ - ۰ نظر آغاز دوباره ادامه »

از تبار آشیان بر باد

از تبار آشیان بر باد نام سومین دفتر شعر من است که به تازگی در بوستون توسط انتشارات کتاب زمین به چاپ رسیده است.

۱۳٩۷/۰٩/۱۴ ساعت ۲۰:۲۸ - ۰ نظر از تبار آشیان بر باد ادامه »

خبر خوش

خبر خوش نداریم، به تعبیری، خبر خوش اصلا خبر نیست. در فرهنگ خودمان هم می‌گوییم بی‌خبری خوش خبری . در زبان انگلیسی هم داریم (No news, good news).

خبرها را که مرور می‌کنیم جز خبرهای بد چیزی نمی‌یابیم: از جنگ‌ها، ترورها، کشته شدن‌ها، کشتن‌ها. از آدم‌های بد و کارهای بد. دوست داستم یک وبسایت درست می‌کردم باعنوان خبر خوش و از مخاطبان خواهش کنم خبرهای خوش خودشان را برایم بفرستند. خبرهایی که بعد اجتماعی و عمومی‌ آن از جنبه‌ی شخصی و خصوصی آن بیشتر باشد. گزیده‌ی آن خبرها را منتشر کنم. دلم سخت خبر خوش می‌خواهد. خبرهایی که با همبخشی آن با دیگران حالشان را بهتر کند.

۱۳٩۷/۰۸/۳۰ ساعت ۰٩:۴۳ - ۱ نظر خبر خوش ادامه »